
سابینا برمن گلدبرگ
@sabinaberman · آمریکای شمالی
سابینا برمن گلدبرگ برای پوشش روزنامهنگاری و رویدادهای جاری مرتبط با مکزیک در فصل آمریکای شمالی توسط Storyz World دنبال میشود.
۵۰ میلیون لاتینتبار در ایالات متحده میتوانند نظام سیاسی ایالات متحده را از درون به چالش بکشند. «کلید کار سیاسیکردن آنهاست»: @PabloIglesias TRUMP: مکزیک هدف بعدی است #LargoAliento پنجشنبه ۲۰:۰۰ @canalcatorcemx شنبه ۲۱:۰۰ @CanalOnceTv
ترجمهشده از اسپانیاییسالهاست که داریم این موضوع را مستند میکنیم. در X، نیمی از حسابها جعلی هستند. و بخش قابلتوجهی از آنها را راست و راست افراطی تأمین مالی میکنند. به این ترتیب، مبلغان و رأیدهندگان آنها در دام یک سراب افتادهاند: مکزیکی عمدتاً راستگرا که وجود ندارد. تلویسا این سراب را به صفحههای خود میآورد. در هر میزگردی، به ازای هر ۳ یا ۴ نفر از راست، یک نفر از چپ را معرفی میکند. این بازتاب وارونه واقعیت در خیابانهاست؛ جایی که به ازای هر یک نفر از راست، ۳ نفر از چپ راه میروند. و یک تحریف دوم هم وجود دارد. آن «فرد چپ» تنها معمولاً سوسیالدموکرات است: چپِ میانه. و تقریباً همیشه از دنیای دانشگاه میآید. خیابان را نمیشناسد. از مبارزه طبقاتی یا زندگی مادی حرف نمیزند. یعنی به آن چیزی که تلویسا میخواهد چپ باشد بسیار نزدیک است؛ نه به آنچه در واقع هست. همانطور که یکی از مدیران تلویسا به من گفت: آنها روشنفکرانی را که در چپ متولد شدهاند دوست ندارند، چون «تلویزیونی نیستند». و نه، آنها چیزی نیستند که تلویسا «تلویزیونی» مینامد. به این ترتیب، تلویسا در شبکههای اجتماعی و سپس در تلویزیون کشوری را ساخته که وجود ندارد، با این راهبرد که وقتی مردم هر روز بازتاب را ببینند، واقعیت خود را با آن تطبیق دهد. چنین چیزی رخ نداده است. فکر نمیکنم رخ دهد.
ترجمهشده از اسپانیاییسالهاست که داریم آن را مستند میکنیم. در ایکس، نیمی از حسابها جعلیاند. و بخش مهمی از آنها را راست و راست افراطی تأمین مالی میکنند. به این ترتیب، سخنگویان و رأیدهندگانشان فریب یک سراب را خوردهاند: مکزیکی عمدتاً راستگرا که وجود ندارد. تلویسا این سراب را به صفحههای خود میآورد. در هر میزگردی، به ازای هر 3 یا 4 نفر از راست، 1 نفر از چپ را معرفی میکند. این بازتاب وارونه واقعیت در خیابانهاست؛ جایی که به ازای هر 1 نفر از راست، 3 نفر از چپ راه میروند. و یک تحریف دوم هم وجود دارد. آن «فرد چپگرا»ی یگانه معمولاً سوسیالدموکرات است: از چپ میانه. و تقریباً همیشه از دنیای دانشگاه میآید. خیابان را نمیشناسد. از مبارزه طبقاتی و زندگی مادی سخن نمیگوید. یعنی، بسیار به چیزی نزدیک است که تلویسا میخواهد چپ باشد. نه به آنچه در واقع هست. همانطور که یکی از مدیران تلویسا به من گفت: آنها روشنفکرانی را که از چپ برخاستهاند دوست ندارند، چون "تلویزیونی نیستند". و نه، آنها آن چیزی نیستند که تلویسا "تلویزیونی" مینامد. به این ترتیب، تلویسا در شبکههای اجتماعی و سپس در تلویزیون کشوری را ساخته است که وجود ندارد، با این راهبرد که با دیدن روزانه بازتاب، واقعیت خود را با آن هماهنگ کند. چنین چیزی رخ نداده است. فکر نمیکنم رخ بدهد.
ترجمهشده از اسپانیاییپاسخ مکزیک به عصر دیجیتال کشور را پیش خواهد برد --یا آن را به عقب خواهد راند. این دوراهیها وجودی هستند. الف. قانونگذاری علیه مزارع باتها و دیگر عوامل دروغگو. ب. تابع کردن شرکتهای دیجیتال --یا گذاشتن دستشان برای هر کاری که میخواهند. مکزیک بهطور سنتی در این نوع تصمیمها از ایالات متحده پیروی کرده است. اکنون که ایالات متحده آشکارا با مکزیک خصمانه شده است، به اندیشهای نو نیاز داریم. امروز تنها رهبرانی که میدانند چگونه حوزه دیجیتال را در کشورهایشان سامان دهند، دو نفرند. لولا از برزیل. شی پینگ از چین. و مکزیک شرایط پیوستن را دارد.
ترجمهشده از اسپانیایی«برزیلِ لولا جرئت کرد صاحبان شبکههای اجتماعی را به چالش بکشد. این تنها کشوری در جهان بوده که چنین کاری کرده است.»: @PabloIglesias TRUMP: مکزیک هدف بعدی است #LargoAliento پنجشنبه ۲۰:۰۰ @canalcatorcemx شنبه ۲۱:۰۰ @CanalOnceTv
ترجمهشده از اسپانیایی«شبکههایی که برای جهان ماگا کار میکنند میخواهند دولت مکزیک را در حال سقوط ببینند؛ دولت مکزیک مرجع بزرگ ترقیخواهی در سطح بینالمللی است.»: @PabloIglesias ترامپ: مکزیک هدف بعدی است #LargoAliento پنجشنبه ۲۰:۰۰ @canalcatorcemx شنبه ۲۱:۰۰ @CanalOnceTv
ترجمهشده از اسپانیاییاین هفته @PabloIglesias، تحلیلگر سیاسی و مدیر کانال رد، مهمان ماست. در #LargoAliento درباره این صحبت میکنیم که پرونده فرناندو سریمِدو چگونه شبکه MAGA را آشکار کرد: شبکهای از گردانندگان تبلیغات که فقط در دو سال گذشته، راست افراطی را در آرژانتین، اکوادور، السالوادور، هندوراس، بولیوی، شیلی، پرو و کلمبیا به دولت رساند. در این زمینه، روشن است که مکزیک هدف بعدی است.
ترجمهشده از اسپانیایی—اگر راست افراطی از ۲ میلیون ربات استفاده میکند، چپ باید ۲ میلیون انسان را در برابرشان قرار دهد. رئیسجمهور پیشین کلمبیا، گوستاوو پترو @petrogustavo، یکشنبه این را به اینا آفینوژنوا @inafinogenova از کانال Canal Red گفت. با کمال احترام، من چنین فکری نمیکنم. در هر حال، باید ۴ میلیون باشند. اما فراتر از این، راهبرد تکرار بدترینِ راست —سقوط آن به گلولای دروغ— ما را به... گلولای میکشاند. چپ باید میدان دیگری را برای نبرد فرهنگی انتخاب کند. میدانی که در آن قویتر است. کجا؟ در روایتِ بسیاران، در برابر روایتِ اندکشماران. خطای کنونی آن این است که واکنشی عمل میکند. راست یک دروغ میسازد، چپ میخواهد آن را خنثی کند. راست دروغ را منتشر میکند، چپ دفاع از آن را منتشر میکند. دروغ بر آگاهی اجتماعی پیروز میشود و رئیسجمهور زن آن را در برنامه لا مانیانرا تکذیب میکند. نتیجه؟ دروغ پیروز میشود. همه دربارهاش حرف میزنند. نه. ما نویسندگان داستان میدانیم که یک داستان خوب هرگز از انکار داستانی دیگر آغاز نمیشود. از خودش آغاز میشود. قهرمانان خودش، شروران خودش و پایانبندی خودش را دارد. مهمتر از آن: دستور زبان خودش را. و چپ داستانی قدرتمند برای روایت کردن دارد: ما بسیارانیم. ما که کار میکنیم. ما که مراقبت میکنیم. ما که شهرها و پارادایمهای علم را برپا میکنیم. ما که آرمانشهر را در جیب سینهمان حمل میکنیم. راست افراطی به میلیونها ربات نیاز دارد تا بسیاران را قانع کند که بسیار اندکشماران حکومت کنند. چپ باید داستانی را روایت کند که از پیش وجود دارد: بسیاران جهان را به حرکت درمیآورند. در مکزیک و برزیل، بهویژه، این خطا بزرگ است، وقتی در نظر بگیریم که چپ فعلاً حکومت میکند و روایت و انتشار این داستان امکانپذیر است. بیشترِ آفرینندگان، به دلایل طبیعی، طرف آنها هستیم. هر دو دولت منابع را در اختیار دارند. و اگر امروز این کار را نمیکنند، به این دلیل است که راهبردی ندارند. دفاع دارند، نه راهبرد. راست افراطی پیشاپیش فهمیده است که سیاست قرن بیستویکم بیش از هر چیز با روایت کردن داستانها پیروز میشود. چپ امروز همچنان باور دارد که تکذیب کردن آنها کافی است. نه. نه. نه.
ترجمهشده از اسپانیاییوقتی خبری سراسر آمریکای لاتین را تکان میدهد — و در مکزیک هیچ رسانه تجاری آن را منتشر نمیکند — توجه کنید، حتماً خبر مهمی است. ماجرای کریمِدو و افشای بعدی شبکه مگا از گردانندگان تبلیغات که در سیاست و انتخابات کشورهای متعدد این قاره مداخله کرده، چنین موردی است. فقط در دو سال گذشته، همین شبکه مگا راست افراطی را در آرژانتین، اکوادور، السالوادور، هندوراس، بولیوی، شیلی، پرو و کلمبیا به حکومت رساند. هشت کشور. آیا فرض کردن اینکه تبلیغات توانسته این چرخش سیاسی را تعیین کند، اغراقآمیز است؟ شیلی را در نظر بگیرید. درباره اِوِلین ماتِی، نامزد راست میانه و گزینه محبوب پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری برای ماهها، شایعه کردند که به آلزایمر مبتلاست. ارتشهایی از باتها این دروغ را منتشر کردند — و ویدیوهای دستکاریشدهای را که «آن را ثابت میکردند». ماتِی علناً این عملیات را محکوم کرد و گروههای مرتبط با حزب جمهوریخواه خوسه آنتونیو کاست را مسئول دانست. با این حال، قصد رأی دادن به او سقوط کرد، در حالی که حمایت از کاست افزایش یافت — و او سرانجام ریاستجمهوری را برد. دوباره میپرسم، آیا تبلیغات انتخابات را تعیین کرد: آیا میتواند تا این اندازه قدرتمند باشد؟ امروز کنگره شیلی در حال تحقیق درباره آن است. یا برزیل را در نظر بگیرید. پس از آنکه بولسونارو انتخابات ۲۰۲۲ را باخت، کریمِدو با ارتشهای باتهای خود گزارشی منتشر کرد که مدعی بود صندوقهای رأی دستکاری شده و انتخابات دزدیده شده است. گزارش از ابتدا تا انتها دروغ بود. با این حال، دو ماه بعد هزاران نفر از هواداران بولسونارو برای نپذیرفتن نتیجه انتخابات به کنگره، دیوان عالی فدرال و کاخ ریاستجمهوری یورش بردند. میتوانم از ده مورد دیگر نام ببرم که قدرت تعیینکننده تبلیغات بدخواهانه را نشان میدهند. در پست دیگری توضیح دادهام شبکه مگا چگونه عمل میکند؛ در این پست فقط با توضیح هدف آن بحث را تمام میکنم. شبکه مگا بخشی از شبکه راست افراطی است که سراسر جهان را پوشانده و قدرتمندترین مرکز سیاسی آن امروز جنبش ترامپیستی است که مقر اصلیاش در کاخ سفید قرار دارد. هدف نهایی آن در قاره آمریکا این است که کشورهای قاره را یکییکی تصرف کند و آنها را به دستنشاندههای ایالات متحده تبدیل کند. دوباره سؤال: آیا فرض کردن این موضوع اغراقآمیز است؟ ببینید خود دولت ترامپ چه میگوید. کاخ سفید در راهبرد امنیت ملی خود از «الحاقیه ترامپ» به دکترین مونرو خبر میدهد و اعلام میکند که ایالات متحده باید «برتری خود در نیمکره غربی» را بازپس بگیرد. سپس راهبردش برای آمریکای لاتین را در سه کلمه خلاصه میکند: «جذب و گسترش». و مشخص میکند چگونه باید این کار را انجام داد: «ما به دولتها، احزاب سیاسی و جنبشهای منطقه که تا حد زیادی با اصول و راهبرد ما همسو هستند پاداش خواهیم داد و آنها را تشویق خواهیم کرد.» این یک تفسیر نیست. سند رسمی کاخ سفید است. و آنچه خود ترامپ پس از مداخله نظامی در ونزوئلا اضافه کرد نیز در نظر بگیرید؛ مداخلهای که طی آن رئیسجمهور وقت، مادورو، را ربود. ترامپ با افتخار گفت که ایالات متحده اکنون نفت ونزوئلا را تصاحب میکند، که با آن نفت هزینه حمله را چندین بار جبران کرده است، و در پایان گفت: «غنیمت از آنِ پیروز است.» ابتدا فتح میکنید. سپس غنیمت را میگیرید. پسنوشت. اگر مکزیکی بودم، همین حالا بررسی میکردم که آیا شبکه مگا در مکزیک مقر دارد یا نه... و چون مکزیکی هستم، قبلاً بررسی کردهام. دارد. از سال ۲۰۲۴ از طریق لا دِرِچا دیاریو مکزیکو در این سرزمین فعالیت میکند؛ مالکان آن خود کریمِدو و فردی به نام نِگره هستند که علناً پذیرفته است با تأمین مالی ریکاردو سالیناس پلیئگو فعالیت میکند. بنابراین دیگر سؤال این نیست که آیا شبکه مگا به مکزیک خواهد رسید. همین حالا اینجاست.
ترجمهشده از اسپانیاییوقتی یک خبر سراسر آمریکای لاتین را تکان میدهد —و در مکزیک هیچ رسانه تجاری آن را منتشر نمیکند—، توجه کنید، حتماً خبر مهمی است. ماجرای کریمدو و افشای متعاقب شبکه ماگا، متشکل از گردانندگان تبلیغاتی که در سیاست و انتخابات کشورهای متعدد این قاره مداخله کردهاند، از همین دست است. تنها در دو سال گذشته، آن شبکه ماگا راست افراطی را در آرژانتین، اکوادور، السالوادور، هندوراس، بولیوی، شیلی، پرو و کلمبیا به حکومت رساند. هشت کشور. آیا فرض کردن اینکه تبلیغات شاید این چرخش سیاسی را رقم زده باشد، اغراقآمیز است؟ شیلی را در نظر بگیرید. درباره اویلین ماتئی، نامزد راست میانه که ماهها محبوبترین گزینه برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری بود، شایعه ساختند که به آلزایمر مبتلاست. ارتشهایی از رباتها این دروغ را منتشر کردند —و ویدئوهای دستکاریشدهای را که آن را «ثابت» میکردند. ماتئی علناً این عملیات را محکوم کرد و گروههای مرتبط با حزب جمهوریخواه خوسه آنتونیو کاست را مسئول دانست. با این حال، میزان آرای مورد انتظار او سقوط کرد، در حالی که حمایت از کاست افزایش یافت —و او در نهایت رئیسجمهور شد. باز هم، آیا تبلیغات انتخابات را تعیین کرد: آیا میتواند تا این اندازه قدرتمند باشد؟ امروز کنگره شیلی در حال تحقیق درباره آن است. یا برزیل را در نظر بگیرید. پس از آنکه بولسونارو انتخابات ۲۰۲۲ را باخت، کریمدو به کمک ارتشهای ربات خود گزارشی منتشر کرد که مدعی بود صندوقهای رأی دستکاری شده و انتخابات دزدیده شده است. گزارش از ابتدا تا انتها دروغ بود. با این حال، دو ماه بعد هزاران نفر از هواداران بولسونارو برای نپذیرفتن نتیجه انتخابات به کنگره، دیوان عالی فدرال و کاخ ریاستجمهوری یورش بردند. و میتوانم ده مورد دیگر را ذکر کنم که قدرت تعیینکننده تبلیغات بدخواهانه را نشان میدهند. در پست دیگری توضیح دادهام که شبکه ماگا چگونه عمل میکند؛ در اینجا فقط با توضیح هدف آن سخنم را به پایان میبرم. شبکه ماگا بخشی از شبکه راست افراطیای است که سراسر جهان را پوشش میدهد و قدرتمندترین مرکز سیاسی آن امروز جنبش ترامپیستی است که مقر اصلیاش در کاخ سفید قرار دارد. هدف نهایی آن در قاره آمریکا این است که کشورهای قاره را یکییکی به تصرف درآورد و آنها را به دستنشاندگان ایالات متحده تبدیل کند. باز هم همان پرسش: آیا فرض کردن چنین چیزی اغراقآمیز است؟ ببینید خود دولت ترامپ چه میگوید. کاخ سفید در راهبرد امنیت ملی خود از «الحاقیه ترامپ» به دکترین مونرو خبر میدهد و اعلام میکند که ایالات متحده باید «برتری خود در نیمکره غربی» را بازیابد. سپس راهبرد خود برای آمریکای لاتین را در سه کلمه خلاصه میکند: «جذب و گسترش». جذب کردن و گسترش یافتن. و مشخص میکند چگونه باید این کار را انجام داد: «ما به دولتها، احزاب سیاسی و جنبشهای منطقه که تا حد زیادی با اصول و راهبرد ما همسو هستند پاداش خواهیم داد و آنها را تشویق خواهیم کرد.» این یک تفسیر نیست. این سند رسمی کاخ سفید است. و آنچه خود ترامپ پس از مداخله نظامی در ونزوئلا اضافه کرد نیز در نظر بگیرید؛ مداخلهای که طی آن رئیسجمهور وقت، مادورو، ربوده شد. ترامپ با افتخار گفت که ایالات متحده اکنون نفت ونزوئلا را تصاحب میکند، با آن نفت هزینه حمله را چندین بار پس داده است و در پایان گفت: «To the victor belong the spoils.» غنیمت از آنِ پیروز است. نخست کشور فتح میشود. سپس غنیمت برده میشود.
ترجمهشده از اسپانیاییاز کسانی که برایم مینویسند و میگویند سرمایهداری فلان و بهمان و فلان است، شگفتزده میشوم. مکزیک نظامی سرمایهداری دارد --و دولتی که پول را بازتوزیع میکند. چه چیزی را نمیفهمند؟
ترجمهشده از اسپانیاییپس فساد مورنیستها چه میشود؟ بدخواهانم از من میپرسند. من از آن همانقدر متنفرم که از فساد لیبرالها متنفرم. م ن ت ف ر م. این فساد پروژه چپ را تحریف میکند، آن را از درون تهی میکند و پولش را میدزدد. بازگشت به پروژه لیبرال برای مبارزه با آن اشتباه خواهد بود: آنها هم فاسدان خودشان را دارند. ما باید فساد را، هر جا که منشأش باشد و هر جا که پیدا شود، رد کنیم. در فرودگاه، در خیابان، در رستوران، در بانک. امروز فساد دشمن بزرگ واقعی پروژه چپ است و ما شهروندان کسانی هستیم که باید آن را رد کنیم.
ترجمهشده از اسپانیاییلیبرالها — همان چیزی که امروز آن را راست مینامیم — گفتند: راهحل، کارآفرینان هستند. بیمارستانهای دولتی را از منابع تهی کردند، پمکس را از هم پاشیدند و اداره زندانها را به کارآفرینان سپردند. پروژه آنها برای مکزیک، کشوری بود که در آن سهم فزایندهای از خدمات عمومی در دست بخش خصوصی باشد. این یک تفسیر نیست. این همان کاری است که کردند. چپ برنامه دیگری دارد. دولت باید بقای شرافتمندانه همه را تضمین کند. به همین دلیل از کارآفرینان بزرگ مالیاتهایی میگیرد که پیشتر گرفته نمیشد و بخشی از آن را مستقیماً میان مردم توزیع میکند. همان کمکهای اجتماعی معروف. آیا این برنامه کار میکند؟ کار میکند. انتقالهای اجتماعی و افزایش فوقالعاده حداقل دستمزد به کاهش تاریخی فقر انجامیدهاند: ۱۴ میلیون مکزیکی بین سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۴ دیگر فقیر نبودند؛ ۱۴ میلیون نفر دیگر تا سال ۲۰۳۰ دیگر فقیر نخواهند بود. این را سریع میگویند، اما ۲۸ میلیون نفر واقعاً رقم بسیار بزرگی است. یکچهارم مکزیکیها. یک نفر از هر چهار نفر. بحث میتواند این باشد که هر اقدام چه سهمی داشته، این روند تا چه مدت قابل تداوم است و چه کارهایی هنوز باید انجام شود. اما تغییر همین حالا رخ داده است. این یک تفسیر نیست. این همان کاری است که انجام شد. همان کاری که انجام میشود.
ترجمهشده از اسپانیاییSSSHH. آنها در تیوی آستکا علیه بورسیهها و کمکهای اجتماعی صحبت میکنند. دیروز ۱۰۰ هزار رأی دیگر از دست دادند. بگذارید مزاحمشان نشویم... SSSHH.
ترجمهشده از اسپانیایی۸ سال است که لیبرالها به خیابان، جنگل و مزارع نمیروند و میبینند که کمکهای اجتماعی --توزیع پول-- سطح زندگی همه مردم را بالا میبرد. آقایان، به خیابان بیایید. دیگر در تلویزیون در خودتان محبوس نمانید و با خودتان صحبت نکنید. بعد نمیفهمند چرا مردم همانطور که رأی میدهند، رأی میدهند. تا وقتی کمکهای اجتماعی را تحقیر کنند، همچنان در تلویزیون خواهند ماند؛ ۱۰٪ کشور آنها را میبینند و اکثریت نادیدهشان میگیرند یا از آنها میترسند. هی، ای استادان لیبرال، یک طرح برای اکثریت! یک چیزی، یک کار خیر، یک نیت زیبا. نه، چنین چیزی در وجودتان نیست. و چه کسی میداند چرا تصور میکنند مردم برای لغو کمکهای اجتماعیشان رأی خواهند داد.
ترجمهشده از اسپانیاییاز زمان همهگیری، مصرف قارچهای حاوی سیلوسایبین در مکزیک بهطور چشمگیری افزایش یافته است. چرا؟ گیاهانی که بدن و روح را شفا میدهند #LargoAliento با Lauro Hinostroza پنجشنبه. ۲۰:۰۰ @canalcatorcemx شنبه. ۲۱:۰۰ @CanalOnceTv
ترجمهشده از اسپانیاییبله @paezvarela افشای شبکه تبلیغات جعلی که سراسر قاره آمریکا، از ایالات متحده تا آرژانتین، را پوشش میدهد و در ۵ انتخابات ریاستجمهوری راست افراطی را شکست داده است، در مطبوعات ایالات متحده یا مکزیک ذکر نشده است. وقتی چیزی به این بزرگی پنهان میشود، سرانجام بوی بد میدهد.
ترجمهشده از اسپانیاییبا ذرهبین به پوشش وقایع ناموجودی میپردازد که ذهن تبدارش آنها را حدس زده است، در حالی که تمام آمریکای لاتین درباره چیزی متفاوت صحبت میکند. درباره به چالش کشیدن آخرین انتخابات در شیلی، پرو، آرژانتین، بولیوی، کلمبیا و اکوادور.
ترجمهشده از اسپانیایییک رویداد بین جمله اول و دوم جا افتاده بود: سپس ربودن رئیسجمهور مادورو به دستور ایالات متحده رخ داد.
ترجمهشده از اسپانیاییسریمیدو برای مطبوعات آمریکای شمالی وجود ندارد. نه خودش و نه ارتباطات افشاشدهاش با ترامپیسم و سازمانهای آمریکایی، DEA و CIA. ممممم.
ترجمهشده از اسپانیاییسریمیدو دیگر تمام شده است. بله. کسانی که امروز به لطف او رئیسجمهور هستند، همانجا هستند و بر کشورها ریاست میکنند. باید منتشر شود که چگونه و برای چه به او پول پرداخت کردند. حساب کنیم که آیا ترفندهایش در انتخابات آنها تعیینکننده بوده است. واکنش نشان دهیم. سیلکردن فضا با مزخرفاتِ راست افراطی را متوقف کنیم.
ترجمهشده از اسپانیاییمداخلهٔ Cerimedo — ارتشهای رباتی او، کارزارهای بدنامسازیاش و عملیات دیجیتال او — تا چه اندازه نتایج انتخاباتهایی را که در آنها مشارکت داشت تعیین کرد؟ نخستین واکنش، شانه بالا انداختن است. چارهای نیست. تمام شده است. این یک اشتباه است. چون پرسش فقط این نیست که Cerimedo چه کرد. پرسش این است که چه کسی او را استخدام کرد، چه کسی هزینهٔ آن عملیات را پرداخت، چه کسی میدانست او چگونه کار میکند و چه کسی از آنها منفعت انتخاباتی برد. برخی امروز حکومت میکنند. باید دربارهٔ کسانی که او را به کار گرفتند تحقیق شود. و اگر ثابت شود که نامزدی از طریق عملیات غیرقانونیِ قادر به تغییر یک انتخابات به قدرت رسیده است، آنگاه پرسش دیگر تاریخی نیست. به پرسشی دربارهٔ مشروعیت حکومتی تبدیل میشود که از آن پدید آمده است.
ترجمهشده از اسپانیاییدموکراسیها همچنان جرایم سیاسیای را زیر نظر دارند که در قرن بیستم طراحی شدهاند، در حالی که بخش تعیینکنندهای از دستکاری سیاسی قرن بیستویکم در فضایی جدید و بهشدت کمتنظیمشده — فضای سایبری — رخ میدهد. اروپا از هماکنون بستن این شکاف را آغاز کرده است. قاره آمریکا همچنان بهطور چشمگیری عقب مانده است. در اتحادیه اروپا، از سال ۲۰۲۵، تبلیغات سیاسی باید افشا کند چه کسی هزینه آن را میپردازد، چه مقدار میپردازد و تبلیغ متوجه چه کسانی است؛ ریزهدفگیری سیاسی با استفاده از دادههای شخصی نیز به رضایت صریح نیاز دارد و نمیتواند از دادههای حساس — مانند منشأ قومی یا دیدگاههای سیاسی — برای ایجاد پروفایل رأیدهنده استفاده کند. این مشکل، هرچند هنوز بهطور کامل حل نشده، اکنون همانگونه که هست شناخته میشود: تهدیدی علیه آزادی شهروند برای شکل دادن به نظر خود و تصمیمگیری درباره رأیاش. در قاره آمریکا، در مقابل، بخش بزرگی از بازیگران سیاسی همچنان نقض سایبری حقیقت را با سادهلوحی نگاه میکنند. در همین حال، راست افراطی در انتخابات سالهای اخیر آمریکا در فضای سایبری قدرتی به دست آورده که بهسختی میتوانست با روشهای سیاسی قرن بیستم به آن دست یابد. اما یک استثنای قابل توجه وجود دارد: برزیل. دادگاه عالی انتخابات برزیل از سال ۲۰۲۴ قانونگذاری درباره این واقعیت جدید را آغاز کرد و در سال ۲۰۲۶ قواعد را سختتر کرده است. این دادگاه امروز با اطلاعات نادرست انتخاباتی و شبکههای حسابهای غیرواقعی مبارزه میکند، هوش مصنوعی را تنظیم میکند و اجازه میدهد استفاده انتخاباتی از دروغها و محتوای دستکاریشده مجازات شود. دیپفیکهای انتخاباتی ممنوعاند و برخی تخلفات ممکن است به از دست دادن ثبتنام یا سمت منجر شوند. برزیل فهمید که دفاع از صندوقهای رأی دیگر کافی نیست: باید از واقعیتی که به آنها میرسد نیز دفاع کرد. و در این تصمیم، واقعیتی خارقالعاده برجسته میشود. برزیل با ایکس و ایلان ماسک روبهرو شد — از آنها شکایت کرد — و پیروز شد. امروز ایکس از قواعد حاکم در برزیل پیروی میکند. نتیجه میگیرم. پس در حالی که لیبرالهای ما در دیگر نقاط قاره آمریکا گمان میکنند بحث درباره آزادی بیان، هدف خطرناک جلوگیری از بیان دیدگاههای بسیار ارزشمندشان را پنهان میکند، خطرهای واقعی همین حالا در فضای سایبری فعالاند و آنچه در معرض خطر است بسیار بزرگتر است. مسئله، نجات دموکراسی از روانپریشان فناورانهای است که آن را نابود میکنند.
ترجمهشده از اسپانیاییدر قاره آمریکا، راهاندازی مزارع بات برای جا زدن خود به جای صدها هزار شهروند واقعی جرم نیست؛ همچنین هدفگیری تکتک شهروندان از طریق ریزهدفگیری جرم نیست؛ و ساختن دروغهای عظیم برای نابود کردن شهرت یک فرد یا باد کردن جلوه یک بیکفایت نیز جرم نیست. میتوان گفت یک راننده تاکسی از هاروارد فارغالتحصیل شده و یک استاد دانشگاه به آلزایمر مبتلاست. میتوان فریاد زد که یک معتاد به کوکائین رهبر بزرگی است، یک رهبر اجتماعی بیسواد است، یک پدوفیل نابغه است و یک نابغه احمق است. خلاصه: کج کردن یک انتخابات یا نابود کردن دموکراسی و زبان جرم نیست. لعنت! ما مثل احمقها رفتار میکنیم. بربرهای روانپریش به داخل دیوارهای تمدن راه یافتهاند و ما میگذاریم آنچه را یک قرن برای ساختنش زمان بردهایم غارت و نابود کنند. اگر قیام نکنیم و آنها را بیرون نرانیم، اگر انتخابات تقلبی را به چالش نکشیم، اگر بهسرعت علیه آنها قانونگذاری نکنیم، سزاواریم همهچیز را از دست بدهیم.
ترجمهشده از اسپانیاییما فکر میکردیم یایویی کوساما جاودانه است. حالا که بدنش را ترک کرده، میدانیم که جاودانه خواهد ماند.
ترجمهشده از اسپانیایی