
گونتر فهلینگر
@GunterFehlinger · اروپا
گونتر فهلینگر برای پوشش پژوهش و تخصص موضوعی مرتبط با اتریش در فصل اروپا توسط Storyz World دنبال میشود.
سیاست سلامت زمین بازی نظریههای توطئه نیست. آمریکا شایسته وزیر بهداشتی است که از شواهد پیروی کند، از نهادهای بهداشت عمومی محافظت کند و حقیقت را به شهروندان بگوید. Robert F. Kennedy Jr. بارها ادعاهای نادرست یا گمراهکنندهای درباره واکسنها، اوتیسم، کووید و فناوری mRNA ترویج کرده و همزمان از قدرت HHS برای بازطراحی نهادهایی استفاده کرده است که طی دههها ساخته شده بودند. کارنامه او صرفاً لفاظی نیست. حدود ۵۰۰ میلیون دلار از پژوهش و آمادگی mRNA قطع شد. برنامهریزی برای حذف حدود ۱۰٬۰۰۰ شغل در HHS انجام شد. صدها کارمند CDC و NIH بعداً مجبور شدند دوباره استخدام شوند، زیرا کارهای ضروری نمیتوانستند بهدرستی انجام شوند. ساختارهای مشورتی دیرپای واکسن برچیده شدند، توصیههای واکسیناسیون کودکان تضعیف یا به چالش کشیده شدند و هزاران کارمند باتجربه FDA در بحبوحه آشفتگی آنجا را ترک کردند. همزمان، ایالات متحده بدترین بازگشت سرخک در بیش از سه دهه را تجربه میکند و تا اوایل سپتامبر ۲۰۲۶، ۳٬۱۳۴ مورد تأییدشده گزارش شده است. Kennedy شخصاً باعث هر عفونتی نشده است، اما تضعیف اعتماد عمومی به واکسیناسیون در جریان چنین شیوعی نقطه مقابل رهبری مسئولانه است. علم ایدئولوژی نیست. واکسنها اسباببازی جنگ فرهنگی نیستند. نهادهای بهداشت عمومی نباید به آزمایشگاههایی برای نظریههای شخصی تبدیل شوند. وقتی اطلاعات نادرست به سیاست دولتی تبدیل میشود، مردم عادی بهای آن را میپردازند. من خواستار بازگشت به سیاست سلامت آمریکایی مبتنی بر شواهد هستم: استقلال علمی را احیا کنید، ظرفیت CDC و FDA را بازسازی کنید، از پژوهش واکسن محافظت کنید، از ایمنسازی کودکان دفاع کنید و واقعیتها، نه ایدئولوژی، را مبنای تصمیمهای بهداشت عمومی قرار دهید. ادعاهای نادرست. نهادهای تضعیفشده. خطر قابل پیشگیری. منابع: Reuters, CDC. Günther Fehlinger-Jahn | Economist & Author | Chairman, Austrian Committee for NATO Enlargement @GunterFehlinger #Kennedy #RFKJr #PublicHealth #Science #Vaccines #CDC #FDA #HHS #Measles #mRNA #FactsMatter #HealthPolicy #USA
ترجمهشده از انگلیسیعملیات لازاروس شوروی — انتقام پوتین برای سال ۱۹۹۱ تز من این است: ظهور پوتین صرفاً داستان یک سیاستمدار که قدرت را به دست گرفت نبود. این ظهور، احیای جاهطلبی امپراتوری روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. ۱۹۹۶: یلتسین جان سالم به در میبرد. ۱۹۹۸: روبل فرو میریزد. ۱۹۹۹: کوزوو مسکو را تحقیر میکند، چچن سیاست روسیه را نظامی میکند و پوتین به قدرت میرسد. ۲۰۰۰: دولت امنیتی قدرت را تثبیت میکند. سپس ۱۱ سپتامبر فرا میرسد. من ادعا نمیکنم که سازماندهی ۱۱ سپتامبر توسط پوتین یک واقعیت اثباتشده است. هیچ مدرک عمومی معتبر و اثباتکنندهای برای آن وجود ندارد. اما یک پرسش جدی مطرح میکنم: دستگاه اطلاعاتی روسیه پیش از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دقیقاً چه میدانست و آیا مسکو هر آنچه را میدانست به واشنگتن گفت؟ ایمن الظواهری پیشتر ماهها در بازداشت روسیه بود. پوتین بلافاصله فهمید که ترور احمد شاه مسعود در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱ نشانه چیزی بزرگتر است. دو روز بعد به آمریکا حمله شد. بنابراین این پرسش مشروع است: آیا کرملین بیش از آنچه به آمریکا گفت میدانست؟ آنچه غیرقابل انکار است، اتفاقاتی است که پس از آن رخ داد. آمریکا به سوی افغانستان رفت. سپس عراق. تریلیونها هزینه شد، تمرکز نظامی تغییر کرد، وحدت غرب آسیب دید و واشنگتن درگیر جنگ علیه تروریسم شد. در همین حال پوتین قدرت دولت روسیه را بازسازی کرد، رقابت سیاسی را درهم کوبید، دستگاه امنیتی را تقویت کرد، توان نظامی را بازگرداند و روسیه را برای رویارویی دوباره با غرب آماده کرد. ۲۰۰۷ مونیخ. ۲۰۰۸ گرجستان. ۲۰۱۴ کریمه و دونباس. ۲۰۲۲ تهاجم تمامعیار به اوکراین. این چیزی است که من آن را عملیات لازاروس شوروی مینامم: نه لزوماً یک عملیات سری واحد با یک طراح اصلی، بلکه احیایی راهبردی و طولانی — تبدیل تحقیر سال ۱۹۹۱ به انتقام، حواسپرتی غرب به احیای روسیه و قدرت بازیافته روسیه به تجاوز امپراتوری. در حالی که آمریکا با تروریسم میجنگید، پوتین قدرت روسیه را بازسازی کرد. تحقیقات تاریخی باید ادامه یابد: کرملین چه میدانست، چه زمانی آن را فهمید و چه چیزی را تصمیم گرفت به اشتراک نگذارد؟ #OperationSovietLazarus #Putin #Russia #September11 #911 #AlQaeda #Afghanistan #Iraq #Ukraine #NATO #Geopolitics #Kremlin #ColdWar #SovietUnion #History #PaxEuropeana
ترجمهشده از انگلیسیاسترالیا در اتحادیه اروپا. نیوزیلند در اتحادیه اروپا. کانادا در اتحادیه اروپا. بریتانیا دوباره در اتحادیه اروپا. این البته یک تحریک راهبردی است، اما نکتهای بسیار جدی را مطرح میکند: برگزیت باعث شده بریتانیا مضحک به نظر برسد. وقتی حتی کانادا، استرالیا و نیوزیلند از نظر سیاسی، اقتصادی و راهبردی خود را به اروپا نزدیکتر از بریتانیای پسابرگزیت احساس میکنند، پس در لندن چیزی بسیار اشتباه پیش رفته است. شوخی خودش نوشته میشود: کشورهایی در آن سوی دنیا به سوی اروپا حرکت میکنند، در حالی که بریتانیا، که درست در آن سوی کانال مانش نشسته است، هنوز وانمود میکند که ترک اتحادیه موفقیتی بزرگ بوده است. پاسخ من EU50 است: اروپایی بزرگتر، نیرومندتر، امنتر و دموکراتیکتر که سازگارترین دموکراسیهای جهان آزاد را در یک پروژه اروپایی گستردهتر متحد کند. اگر جهان آنگلوساکسون اروپا را میخواهد، بریتانیا باید دست از تردید بردارد و اول به خانه بازگردد. کانادا وارد شود. استرالیا وارد شود. نیوزیلند وارد شود. بریتانیا بازگردد. برگزیت بیرون. اروپا بزرگتر. اروپا نیرومندتر. اروپا امنتر. این آینده است. #EU50 #Brexit #RejoinEU #CanadaInEU #AustraliaInEU #NewZealandInEU #BritainBack #Europe #EuropeanUnion #Anglosphere #Transatlantic #NATO #StrongerTogether #FehlingerJahn #FeelTheFehlinger @GunterFehlinger
ترجمهشده از انگلیسیمن از Nikola Sandulović و Republikanska Stranka حمایت میکنم، زیرا صربستان به شجاعت، حقیقت، دموکراسی و آشتی نیاز دارد، نه به نسلی دیگر که در ملیگرایی و درگیری دائمی گرفتار باشد. پرِکاز باید به همه ما یادآوری کند وقتی نفرت جای سیاست و خشونت جای گفتوگو را میگیرد چه رخ میدهد. زانو زدن در برابر قربانیان ضعف نیست. بهرسمیت شناختن رنج خیانت نیست. آشتی بنیان صربستانی قدرتمندتر است. من صربستانی میخواهم که دموکراتیک باشد، بر پایه حاکمیت قانون اداره شود، از فساد آزاد باشد، با کوزوو و همه همسایگانش در صلح باشد، محکم در اروپا ریشه داشته باشد و به سوی جامعه یورو-آتلانتیک حرکت کند. آینده صربستان انزوا میان مسکو و پکن نیست. آینده صربستان اروپایی است: EU، NATO، رفاه، امنیت و صلح. Nikola Sandulović نشان داده است که میهنپرستی صربستانی میتواند به معنای آشتی به جای انتقام و یکپارچگی اروپایی به جای رویارویی دائمی باشد. به همین دلیل در کنار او و حزب جمهوریخواه ایستادهام. پرکاز را به یاد داشته باشید. صلح را انتخاب کنید. اروپا را انتخاب کنید. صربستانی نو بسازید. — Günther Fehlinger-Jahn، رئیس کمیته اتریشی گسترش NATO | @GunterFehlinger #Serbia #NikolaSandulovic #RepublikanskaStranka #Kosovo #Prekaz #Reconciliation #Europe #EU #NATO #Democracy #RuleOfLaw #Peace #Balkans
ترجمهشده از انگلیسیدقیقاً. من موضع کازاخستان را اینگونه صریحتر بیان میکنم: کازاخستان: از بریکس خارج شوید. گزینه اروپایی را انتخاب کنید. رئیسجمهور توقایف، من عضویت کازاخستان در اتحادیه اروپا را وعده نمیدهم. اما میخواهم کازاخستان چشماندازی جدی اروپایی و رابطهای سیاسی با اروپا، قابل مقایسه با جایگاه ترکیه در برابر اتحادیه اروپا، داشته باشد: همگرایی نزدیک اقتصادی، گفتوگوی سیاسی ساختاریافته، همسویی تدریجی با استانداردهای اروپایی و امکان همگرایی عمیقتر در صورتی که هر دو طرف آن را بخواهند. پیشنهاد من این است: شراکت با بریکس را ترک کنید. پلی اقتصادی به سبک سفتا بسازید. به دنبال رابطهای رسمی با اروپا در قالب رابطهای شبیه رابطه کشور نامزد باشید. همگرایی با بازار واحد اتحادیه اروپا را عمیقتر کنید. عضویت در ناتو را بهعنوان گزینهای حاکمیتی برای آینده حفظ کنید. کازاخستان نباید مجبور باشد وابستگی دائمی به مسکو یا پکن را انتخاب کند. باید بتواند با شرق و غرب تجارت کند و در عین حال حاکمیت خود را در معماری گستردهتری اروپایی برای امنیت و اقتصاد استوار سازد. هیچ وعده خودکاری برای عضویت در اتحادیه اروپا. هیچ ضربالاجل مصنوعی. اما در اروپا باید باز باشد. و بله: عضویت در ناتو باید برای کازاخستانی دموکراتیک و مستقل همچنان یک گزینه بماند، اگر خود کازاخستان این مسیر را انتخاب کند و متحدان ناتو موافق باشند. این مدل است: ترکیه امروز — کازاخستان فردا: گرایش اروپایی، بدون وانمود کردن به اینکه الحاق خودکار است. توقایف: بیرون از عضویت کامل در بریکس بمانید. حاکمیت را انتخاب کنید. اروپا را انتخاب کنید. ناتو را باز نگه دارید. گونتر فلینگر-یان @GunterFehlinger
ترجمهشده از انگلیسیازبکستان: از بریکس خارج شو. اصلاحات را انتخاب کن. اروپا را انتخاب کن. رئیسجمهور شوکت میرضیایف، ازبکستان سالهاست اقتصاد خود را باز میکند، دولت را مدرن میسازد و میکوشد سرمایهگذاری، فناوری و کسبوکار بینالمللی جذب کند. دقیقاً به همین دلیل میپرسم: چرا باید بیشتر وارد مدار بریکسِ پوتین و شی جینپینگ شد؟ ازبکستان باید با همه—روسیه، چین، هند، اروپا، آمریکا و سراسر جهان—تجارت کند، اما تجارت به وابستگی ژئوپولیتیکی نیاز ندارد. ازبکستان به حاکمیت، مشارکتهای متنوع، نهادهای کارآمد، سرمایهگذاری، آموزش، ارتباطات و فرصتهایی برای نسل جوان خود نیاز دارد. پیشنهاد من یک گزینه روشن اروپایی است: تجارت و سرمایهگذاری قویتر با اتحادیه اروپا، ارتباطات بسیار عمیقتر در مسیر ترانسخزر، ادغام در زنجیرههای تأمین اروپا و در نهایت پلی اقتصادی به سبک CEFTA به سوی بازار اروپا. من عضویت خودکار در اتحادیه اروپا را وعده نمیدهم. استدلال من این است که اگر ازبکستان اصلاحات، حاکمیت قانون و گشایش اقتصادی را انتخاب کند، باید چشماندازی جدی اروپایی داشته باشد. و در بلندمدت، همکاری امنیتی با جهان دموکراتیک—از جمله شراکت با ناتو و احتمالاً عضویت، اگر خود ازبکستان روزی چنین مسیری را انتخاب کند و متحدان ناتو موافق باشند—باید یک گزینه باقی بماند، نه یک تابو. آسیای مرکزی نباید به حیاط خلوت مسکو یا پکن تبدیل شود. قزاقستان و ازبکستان میتوانند به لنگرهای آسیای مرکزیِ مستقل، مرفه و متصل تبدیل شوند که اروپا و آسیا را به هم پیوند میدهد. با همه تجارت کنید. با دموکراسیها همسو شوید. از دام بریکس دور بمانید. آینده اروپایی ازبکستان را بسازید. از تاشکند تا شراکتی قدرتمندتر میان اروپا و آسیای مرکزی. Günther Fehlinger-Jahn، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #Uzbekistan #Mirziyoyev #BreakBRICS #BRICS #Europe #EuropeanUnion #CEFTA #CentralAsia #Tashkent #TransCaspian #MiddleCorridor #Investment #Trade #Reform #Sovereignty #Democracy #RuleOfLaw #NATO #FreeWorld
ترجمهشده از انگلیسیآلمان سرانجام به یک اصلاحات بزرگ مالیاتی نیاز دارد: مالیات ثابت ۱۵ درصدی بر درآمد؛ ساده، شفاف و مشوق عملکرد. مشکل آلمان این نیست که مردم خیلی کم کار میکنند. مشکل این است که کار، عملکرد، کارآفرینی و پیشرفت اجتماعی بیش از حد سنگین مالیاتگذاری میشوند. کسی که بیشتر کار میکند باید بیشتر داشته باشد، نه اینکه بخش هرچه بزرگتری از درآمد اضافی خود را به دولت بدهد. اروپای شرقی دهههاست نشان میدهد که نظامهای مالیاتی سادهتر و کمهزینهتر میتوانند یکی از پایههای مهم رشد و سرمایهگذاری باشند. اسلواکی در سال ۲۰۰۴ مالیات واحد ۱۹ درصدی را برقرار کرد و در آن زمان به الگویی اصلاحی و بسیار مورد توجه در اروپای مرکزی و شرقی تبدیل شد. بعدها مالیات بر درآمد شخصی دوباره تصاعدیتر شد، اما دوره اصلاحات نشان داد که یک نظام مالیاتی روشن و دوستدار سرمایهگذاری تا چه اندازه میتواند جایگاه یک کشور را در عرصه بینالمللی ارتقا دهد. بلغارستان سالهاست ۱۰ درصد مالیات بر درآمد و ۱۰ درصد مالیات بر شرکتها دریافت میکند. در بوسنی و هرزگوین نیز مالیات بر درآمد و مالیات شرکتها در بخشهای بزرگی حدود ۱۰ درصد است. نمونههای دیگری از اروپای مرکزی و شرقی نیز وجود دارند که آگاهانه با مالیات پایین شرکتها و نظامهای نسبتاً ساده برای جذب سرمایهگذاری، شرکتها و نیروی کار ماهر رقابت میکنند. البته رشد فقط از یک نرخ مالیاتی به وجود نمیآید. حاکمیت قانون، زیرساخت، آموزش خوب، بازارهای باز، سرمایهگذاری و ادارهای کارآمد لازم است. اما مالیاتها در تعیین محل سرمایهگذاری شرکتها، محل کار مردم و سودآور بودن تلاش بیشتر نیز نقش دارند. آلمان امروز همهچیز را بیش از حد پیچیده کرده است: کسورات بالا، قوانین مالیاتی نامفهوم، بوروکراسی و بارهای جدید پیدرپی. این وضعیت کارمندان، خوداشتغالان و کارآفرینان را به یک اندازه دلسرد میکند. وقتی مردم احساس کنند که دیگر تلاش کردن صرف نمیکند و دولت همزمان در زیرساخت، راهآهن، دیجیتالیسازی و اداره به اندازه کافی کارآمد نیست، سرخوردگی سیاسی افزایش مییابد. در نهایت، حاشیههای سیاسی، از جمله حزب آلترناتیو برای آلمان، از این وضعیت سود میبرند. بنابراین مطالبه من از فریدریش مرتس این است: آلمان را دوباره به کشور اصلاحات اروپا تبدیل کنید. ۱۵ درصد مالیات بر درآمد. ۱۵ درصد مالیات بر شرکتها. معافیتهای کمتر. بوروکراسی کمتر. پایه مالیاتی گستردهتر. پاداش دادن به عملکرد. فراهم کردن امکان سرمایهگذاری. مالیات ثابت به معنای «نبود دولت رفاه» نیست. یک معافیت پایه میتواند از درآمدهای پایین حمایت کند. پس از آن یک نرخ روشن اعمال میشود: ۱۵ درصد. همه آن را میفهمند. همه میتوانند حساب کنند. هر یوروی اضافی حاصل از کار ارزش دارد. آلمان دوباره به شجاعت برای رشد نیاز دارد. نه مالیاتهای جدید بیشتر. نه مقررات جدید بیشتر. نه دولت بیشتر. درآمد خالص بیشتر. سرمایهگذاری بیشتر. شرکتهای بیشتر. شغلهای بیشتر. رشد بیشتر. مرتس، آلمان را به کشور مالیات ثابت تبدیل کنید! ۱۵ درصد – ساده. عادلانه. مدرن. گونتر فهلینگر-یان اقتصاددان · نویسنده · رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو · @GunterFehlinger #FlatTax15 #Deutschland #Merz #Steuerreform #Wachstum #MehrNetto #Mittelstand #Investitionen #Wettbewerbsfähigkeit #SozialeMarktwirtschaft #Europa
ترجمهشده از آلمانیدویچهبان از مدتها پیش چیزی فراتر از یک مشکل حملونقل است. این شرکت به نمادی روزمره از این تبدیل شده است که آلمان پایینتر از تواناییهای خود باقی مانده است. تأخیرها، لغوها، هرجومرج پروژههای عمرانی، نبود قابلیت اتکا و هزینههای میلیاردیِ فزاینده، اعتماد به دولت و توانایی سیاسی برای اقدام را از بین میبرند. همین سرخوردگی در نهایت به احزاب اعتراضی کمک میکند و در نتیجه به حزب آلترناتیو برای آلمان نیز کمک میکند. راهآهن البته تنها علت اوجگیری حزب آلترناتیو برای آلمان نیست، اما هر روز تصاویر تازهای از این احساس ارائه میدهد: "آلمان دیگر کار نمیکند." این وضعیت باید پایان یابد. از صدراعظم فدرال، فریدریش مرتس، میخواهم: دویچهبان را در سال ۲۰۲۷ بهطور صددرصد در بورس عرضه کنید. نه خصوصیسازی نصفهنیمه. نه مالکیت دائمی دولت. نه بهانههای تازه. دویچهبان باید بهطور کامل، همانطور که هست، وارد بازار سرمایه شود. سرمایه خصوصی بیشتر. سرمایهگذاری بیشتر. رقابت بیشتر. خدمات بهتر. مسئولیت روشن. و درآمدهای مهم برای بودجه فدرال. مارگارت تاچر نشان داد که رهبری سیاسی یعنی اجرای اصلاحات ساختاری بزرگ و دشوار نیز. آلمان دوباره به این شجاعت برای اصلاحات نیاز دارد. یک راهآهن قدرتمند به دولت بیشتر نیاز ندارد، بلکه به ساختارهای مالکیت بهتر، مدیریت حرفهای و فشار واقعی برای عملکرد نیاز دارد. وقتی دولت شکست میخورد، سرخوردگی افزایش مییابد. وقتی زیرساخت کار میکند، اعتماد رشد میکند. مرتس باید نشان دهد که آلمان توان اصلاحات دارد. گزینه جایگزین نباید این باشد: راهآهنی خراب و حزب آلترناتیو برای آلمانِ قدرتمندتر. گزینه جایگزین باید این باشد: اصلاحات، سرمایهگذاری، رقابت و آلمانی که دوباره رو به پیشرفت حرکت میکند. دویچهبان صددرصد در بورس در سال ۲۰۲۷. خصوصیسازی کنید. نوسازی کنید. سرمایهگذاری کنید. گونتر فلینگر-یان | @GunterFehlinger #DeutscheBahn #Merz #Privatisierung #Deutschland #Wettbewerb #Investitionen #Infrastruktur #Bahnreform #Marktwirtschaft #AfD #Thatcher #FehlingerJahn
ترجمهشده از آلمانیبولیوی: با پوتین وارد بریکس نشو. بولیوی ظرفیت عظیمی دارد: لیتیوم، انرژی، کشاورزی، جوانان، موقعیتی راهبردی در آمریکای جنوبی و فرصتی برای تبدیل شدن به مقصدی مهم برای سرمایهگذاری. به همین دلیل میپرسم: چرا آینده بولیوی را به بریکس و دستورکار ژئوپولیتیکی روسیه پوتین گره بزنیم؟ بولیوی برای تجارت با چین، هند یا برزیل به بریکس نیاز ندارد. با همه تجارت کن — اما دموکراسی، سرمایهگذاری، حاکمیت قانون و شراکتی قدرتمندتر با اروپا و قاره آمریکا را انتخاب کن. بولیوی به شغل، زیرساخت، فناوری، نهادهای شفاف و سرمایهگذاری جدی در لیتیوم و انرژی پاک نیاز دارد. به وابستگی سیاسی بیشتر به قدرتهای اقتدارگرا نیاز ندارد. بریکس را ترک کن. بولیوی مرفه بساز. روابط با اروپا را تقویت کن. تجارت در سراسر قاره آمریکا را گسترش بده. سرمایه جذب کن. برای جوانان فرصت ایجاد کن. از دموکراسی و حاکمیت قانون محافظت کن. بولیوی به آیندهای روشنتر تعلق دارد — نه به بلوک ژئوپولیتیکی دیگری که حول مسکو و پکن ساخته شده است. لاپاز باید به رفاه نگاه کند، نه پوتین. Günther Fehlinger-Jahn رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger | #Bolivia #BreakBRICS #BRICS #Democracy #Lithium #Investment #Prosperity #Europe #Americas #FreeTrade #RuleOfLaw #LaPaz #SouthAmerica #Putin #Russia #China
ترجمهشده از انگلیسیترامپ از صلح صحبت میکند، در حالی که جنگ پوتین پهپادهای روسی را وارد حریم هوایی مولداوی و بهطرزی خطرناک نزدیک هواپیمای رئیسجمهور زلنسکی میکند. این واقعیتی است که اروپا و آمریکا باید با آن روبهرو شوند. در حالی که واشنگتن از یک «توافق» صحبت میکند، مسکو به حمله به اوکراین ادامه میدهد، حریم هوایی همسایگانش را نقض میکند و حتی برای رئیسجمهور اوکراین خطرات مرگباری ایجاد میکند. هنوز علناً ثابت نشده است که آیا این پهپاد مشخص عمداً برای ترور زلنسکی فرستاده شده بود یا نه — اما تهدید امنیتی واقعی بود، مولداوی حریم هوایی خود را بست، پرواز زلنسکی به تأخیر افتاد و نخستوزیر نروژ تأیید کرد که هواپیمای او بهطرزی خطرناک به یک پهپاد نزدیک شده است. پوتین سزاوار دور دیگری از خیالپردازیهای آرزومندانه نیست. صلح از وانمود کردن به اینکه متجاوز ناگهان صلحساز شده است به دست نمیآید. صلح زمانی فرا میرسد که ادامه دادن تجاوز بیش از حد پرهزینه شود. اوکراین را مسلح کنید. مولداوی را تقویت کنید. تحریمها را اجرا کنید. از حریم هوایی اروپا محافظت کنید. اوکراین را به ناتو وارد کنید. ترامپ باید پوتین را بر اساس کاری که روسیه انجام میدهد قضاوت کند، نه بر اساس آنچه پوتین تلفنی میگوید. اکنون زمان مماشات نیست. زمان بازدارندگی، قدرت و پیروزی اوکراین است. #Ukraine #Zelenskyy #Moldova #Putin #Trump #NATO #StandWithUkraine #EuropeanSecurity #UkraineVictory #PeaceThroughStrength — Günther Fehlinger-Jahn @GunterFehlinger
ترجمهشده از انگلیسیبریکس را بشکنید. چین را بشکنید — بهصورت مسالمتآمیز. چین صرفاً یک ملت یکدست نیست. این کشور پهناوری است که مردمان، مناطق، زبانها، تاریخها و هویتهای سیاسی بسیار متفاوتی را دربر میگیرد. پیشنهاد اکسچاینای من دعوتی به جنگ نیست. این پیشنهادی برای حق تعیین سرنوشت، انتخاب دموکراتیک و نظمی صلحآمیز و پساآمپریالیستی در آسیاست. تبتیها، اویغورهای ترکستان شرقی، مغولهای مغولستان داخلی، مردم هنگکنگ، تایوان و دیگر مناطق هرگز نباید برخلاف خواست خود به یک آینده سیاسی واحد وادار شوند. حقوق، زبانها، فرهنگها و انتخابهای سیاسی آنان باید محافظت شود. آینده چین نباید برای همیشه به دست یک نظام متمرکز حزب کمونیست در پکن تعیین شود. بریکس را بشکنید. مرکزگرایی امپریالیستی را بشکنید. آزادی را بسازید. این یعنی: همهپرسی، نه سرکوب. حقوق بشر، نه همسانسازی اجباری. تجارت آزاد، نه ارعاب ژئوپولیتیکی. رفاه منطقهای، نه سلطه دائمی و متمرکز. یک تحول مسالمتآمیز به مرزهای مورد مذاکره، حفاظت از اقلیتها، توافقهای مربوط به بدهیها و داراییها، همکاری در زمینه آب و انرژی، مسیرهای تجاری باز و تضمینهای امنیتی بینالمللی قدرتمند نیاز خواهد داشت. تایوان باید آزاد بماند. هنگکنگ باید آزادی سیاسی واقعی خود را دوباره به دست آورد. تبت و ترکستان شرقی باید حق داشته باشند آینده خود را بهصورت مسالمتآمیز تعیین کنند. آسیای آزادتر، آسیایی امنتر خواهد بود. چین را بشکنید — نه از طریق جنگ، بلکه از طریق حق تعیین سرنوشت دموکراتیک. بریکس را بشکنید. ملتهای آزاد را بسازید. صلح را بسازید. گونتر فهلینگر-یان، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #BreakBRICS #ExChina #China #XiJinping #Taiwan #Tibet #EastTurkistan #HongKong #InnerMongolia #SelfDetermination #HumanRights #Democracy #FreeAsia #IndoPacific #Peace #BRICS #FreeWorld
ترجمهشده از انگلیسیسیاست مماشات مرکل ما را به جنگ و فاجعه کشاند او نه پشیمان است و نه توبه میکند
ترجمهشده از انگلیسیبریکس را درهم بشکنید. روسیه را درهم بشکنید — بهطور مسالمتآمیز. روسیه باید دیگر امپراتوریای نباشد که با زور، ترس و تمرکزگرایی مسکو کنار هم نگه داشته شده است. پیشنهاد اکسروسیای من روشن است: بگذارید مردم و مناطق فدراسیون روسیه آینده خود را از طریق همهپرسیهای دموکراتیک، مرزهای مورد مذاکره و تغییر قانون اساسی مسالمتآمیز انتخاب کنند. چچن، تاتارستان، باشقیرستان، ساخا، بوریاتیا و دیگر جمهوریها باید حق داشته باشند تصمیم بگیرند که خودمختاری واقعی فدرال، کنفدراسیون یا استقلال میخواهند. این فراخوانی برای هرجومرج نیست. فراخوانی است برای پایان دادن به سیاست امپراتوری پیش از آنکه نسل دیگری از جنگ را به وجود آورد. امپراتوری را درهم بشکنید، نه مردم را. همهپرسی، نه تفنگ. دولتهای جانشین، نه جنگ داخلی. حقوق اقلیتها، حقوق مالکیت، مسیرهای تجاری، پیوندهای انرژی و امنیت هستهای همگی باید با توافقهای بینالمللی تضمین شوند. روسیه پوتین از بریکس استفاده میکند تا این تصویر را بسازد که میتوان تجاوز امپراتوری را عادی جلوه داد. من آن را رد میکنم. بریکس را درهم بشکنید. روسیه امپراتوری را درهم بشکنید. ملتهای آزاد، مرزهای صلحآمیز و اروپایی امنتر بسازید. دیگر فدراسیون اجباری نه. دیگر جنگهای امپراتوری نه. بگذارید ملتهای روسیه آینده خود را انتخاب کنند. اکسروسیه یعنی حق تعیین سرنوشت، دموکراسی و صلح. Günther Fehlinger-Jahn رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #ExRussia #BreakBRICS #Russia #Putin #SelfDetermination #Chechnya #Tatarstan #Bashkortostan #Sakha #Buryatia #Ukraine #Europe #Democracy #Peace #Referendum #FreeNations #NATO #NATOEnlargement
ترجمهشده از انگلیسیاندونزی: از بریکس خارج شوید. به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بپیوندید. اندونزی بیش از آن مهم، بیش از آن دموکراتیک و بیش از آن بلندپرواز است که به یک جام پرستیژ دیگر برای بریکسِ پوتین تبدیل شود. رئیسجمهور Prabowo، اندونزی همین حالا در مسیر پیوستن به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و تعمیق همگرایی اقتصادی با اروپا قرار دارد. این آینده است: سرمایهگذاری، فناوری، شغل، تجارت آزاد، نهادهای قدرتمندتر و آسهآن قدرتمندتر. پس چرا باید تصویر سیاسی اندونزی را در کنار روسیه و ایران به بریکس گره زد؟ اندونزی میتواند با چین، هند، برزیل و سراسر جنوب جهانی تجارت کند، بیآنکه به پوتین مشروعیت ژئوپلیتیکی بدهد. با همه جهان تجارت کنید، اما جهتگیری راهبردی خود را انتخاب کنید. اندونزی باید به ابرقدرت اقتصادی دموکراتیک جنوب شرق آسیا، پل میان آسهآن، اروپا، آمریکا، ژاپن و کره و رهبر یک هند و اقیانوس آرام باز تبدیل شود. از بریکس خارج شوید. پیوستن به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی را تکمیل کنید. شراکت تجارت آزاد اتحادیه اروپا و اندونزی را تعمیق کنید. رهبری آسهآن را بر عهده بگیرید. آینده اندونزی را انتخاب کنید. رئیسجمهور Prabowo: بریکس سرنوشت اندونزی نیست. رفاه، دموکراسی و رهبری جهانی سرنوشت آن هستند. Günther Fehlinger-Jahn، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #Indonesia #Prabowo #BreakBRICS #BRICS #OECD #ASEAN #Europe #EU #FreeTrade #Investment #Democracy #Jakarta #IndoPacific #Ukraine #Putin #Russia #GlobalSouth #Prosperity
ترجمهشده از انگلیسیآفریقای جنوبی: رامافوسا، ماندلا چه میگفت؟ نلسون ماندلا آفریقای جنوبی را به نمادی جهانی از آزادی، کرامت، آشتی و مشروعیت دموکراتیک تبدیل کرد. به همین دلیل، درک همسویی امروز پرتوریا با بریکس برای من بسیار دشوار است. آفریقای جنوبی کشوری مهم، شریکی بزرگ در تجارت آزاد، مقصدی برای سرمایهگذاری و یکی از مهمترین شرکای اروپا در آفریقاست. اروپا میلیاردها سرمایهگذاری میکند. شرکتهای اروپایی شغل ایجاد میکنند. شرکای غربی از توسعه، بهداشت، تجارت، فناوری و زیرساخت حمایت میکنند. با این حال، پرتوریا از نظر سیاسی در بریکس در کنار ولادیمیر پوتین ایستاده و در حالی که روسیه به جنگ خود علیه اوکراین ادامه میدهد، اعتبار بینالمللی ارزشمندی به روسیه میبخشد. رئیسجمهور سیریل رامافوسا، پرسش من ساده است: چرا؟ آفریقای جنوبی میتواند با چین، هند، برزیل و تمام جنوب جهانی تجارت کند، بدون آنکه اجازه دهد بریکس به هویت ژئوپلیتیکی آن تبدیل شود. با همه تجارت کنید. با همه همکاری کنید. اما به پوتین پوشش سیاسی ندهید. نمیتوانم بدانم نلسون ماندلا امروز چه میگفت، اما باور دارم هر آفریقایی جنوبی باید از خود بپرسد آیا میراث آزادی و کرامت انسانی ماندلا واقعاً با ایستادن در کنار روسیه اقتدارگرا در نشستهای بریکس خدمت میشود یا نه. آفریقای جنوبی شایسته نقشی بزرگتر از آن است که بهعنوان مدرکی برای منزوی نبودن پوتین استفاده شود. بریکس را درهم بشکنید. دموکراسی را انتخاب کنید. تجارت آزاد را انتخاب کنید. سرمایهگذاری را انتخاب کنید. شراکت قویتری با اروپا و جهان دموکراتیک انتخاب کنید. آفریقای جنوبیِ ماندلا باید پلی میان آفریقا و جهان آزاد باشد، نه سپری دیپلماتیک برای مسکو. رئیسجمهور رامافوسا: آفریقای جنوبی به پوتین نیاز ندارد. جهان دموکراتیک به آفریقای جنوبی نیاز دارد. گونتر فهلینگر-یان، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #SouthAfrica #Ramaphosa #Mandela #BreakBRICS #BRICS #Putin #Russia #Ukraine #Europe #EU #FreeTrade #Investment #Democracy #CapeTown #Johannesburg #Africa #FreeWorld #Geopolitics
ترجمهشده از انگلیسیکوزوو و بوسنی — متحد در اروپا کوزوو و بوسنی بهطور مشترک به خانواده اروپایی و فراآتلانتیک تعلق دارند. هر دو جامعه از جنگها، پاکسازی قومی و خشونت ملیگرایانه دهه ۱۹۹۰ بهشدت رنج بردند. آینده آنها نباید برای همیشه به دست نیروهای سیاسیای تعیین شود که همچنان از تفرقه، ترس و کارشکنی ارتزاق میکنند. بوسنی باید کوزوو را به رسمیت بشناسد. و اروپا باید ادغام کامل هر دو را شتاب بخشد: اتحادیه اروپا ناتو یورو شنگن سازمان همکاری و توسعه اقتصادی سازمان امنیت و همکاری اروپا این آیندهای است که میخواهم ببینم: بوسنیاییها و کوزووییها در کنار هم بایستند، در کنار هم تجارت کنند، آزادانه در کنار هم سفر کنند، در کنار هم محافظت شوند و در نهادهای اروپای دموکراتیک در کنار هم شکوفا شوند. و الکساندر ووچیچ؟ اگر صربستان بهجای آشتی و همکاری اروپایی، کارشکنی، نوستالژی ملیگرایانه و رویارویی دائمی را انتخاب کند، آنگاه صربستان خطر آن را میپذیرد که بیرون از گود و در سرما بماند، در حالی که همسایگانش پیش میروند. درِ اروپا باید به روی صربستان باز بماند — اما مسیر باید روشن باشد: بهرسمیتشناسی. آشتی. دموکراسی. اروپا. اروپا باید در کنار مردمی بایستد که صلح و آزادی میخواهند، نه اینکه به کسانی پاداش دهد که از حق وتو، فشار و درگیری ملیگرایانه برای گرفتار نگهداشتن بالکان در گذشته استفاده میکنند. کوزوو + بوسنی: یک آینده اروپایی. اتحادیه اروپا. ناتو. یورو. شنگن. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی. سازمان امنیت و همکاری اروپا. و سریع. — گونتر فلینگر-یان رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger
ترجمهشده از انگلیسیبوسنی — یورو را در سال ۲۰۲۷ بپذیرید. بوسنی اروپایی است. بوسنی با اروپا تجارت میکند. بوسنیاییها در سراسر اروپا کار میکنند، درس میخوانند، سرمایهگذاری میکنند و سفر میکنند. پس چرا یک مانع ارزی غیرضروری را حفظ کنیم؟ مارک تبدیلپذیر از پیش به یورو متصل است. کار را تمام کنید. یورو را بپذیرید. مونتهنگرو از یورو استفاده میکند. کوزوو از یورو استفاده میکند. کرواسی از یورو استفاده میکند. بوسنی باید نفر بعدی باشد. بوسنیای را تصور کنید که در آن خانوادهها، گردشگران، شرکتها و سرمایهگذاران دیگر نیازی ندارند با کیام و یورو حساب کنند. بدون مرز ارزی با کرواسی. بدون مرز ارزی با مونتهنگرو. اصطکاک کمتر برای تجارت. اصطکاک کمتر برای گردشگری. شفافیت بیشتر. ادغام اروپایی بیشتر. و بله، بگذارید بوسنی تاریخ خود را بر واحد پول اروپایی آیندهاش بنشاند. علیا عزتبیگوویچ روی سکه ۲ یورویی بوسنی. نمادی از مبارزه بوسنی برای دولتمندی — اکنون بر واحد پول آینده اروپایی بوسنی. ۲۰۲۷: یورو برای بوسنی. یک واحد پول. یک قاره. یک بازار. بوسنی باید دست از تفکر مانند یک کشور پساجنگیِ دائماً در حال گذار بردارد. مانند یک عضو آینده اتحادیه اروپا فکر کنید. مانند یک اقتصاد اروپایی فکر کنید. بزرگتر فکر کنید. بوسنی به سوی یورو. بوسنی به سوی اتحادیه اروپا. بوسنی به سوی ناتو. بوسنی به سوی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی. بوسنی به سوی شنگن. آینده کیام نیست. آینده اروپا است. گونتر فهلینگر-یان، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger
ترجمهشده از انگلیسیاکنون پس از دیتون. زمان بوسنیِ اتحادیه اروپا فرا رسیده است. دیتون به جنگ پایان داد. اروپا اکنون باید صلح را بنا کند. نظام دیتون در سال ۱۹۹۵ برای متوقف کردن خونریزی طراحی شد، نه برای محکوم کردن نسلهای شهروندان بوسنی به فلج دائمی، حق وتوی قومی، انسداد نهادی و وابستگی سیاسی. بوسنی و هرزگوین شایسته نظمی قانون اساسی است که برای اتحادیه اروپا ساخته شده باشد: دولتی دموکراتیک و کارآمد، حقوق برابر برای هر شهروند، خودگردانی منطقهای نیرومند، دادگاههای مستقل، رقابت اقتصادی و نهادهایی که توان تصمیمگیری داشته باشند. بوشنیاکها، صربها، کرواتها و همه شهروندان دیگر باید از هویت و حقوق خود برخوردار و محافظتشده باشند، اما هیچ نخبۀ سیاسی نباید حق وتوی دائمی بر رفاه، امنیت و آینده اروپایی کل کشور داشته باشد. بوسنی باید از مدیریت پس از جنگ به دموکراسی اروپایی، از فلج به مسئولیت، از جدایی به همکاری و از بوسنیِ دیتون به بوسنیِ اتحادیه اروپا حرکت کند. من خواهان بوسنی و هرزگوینی مستقل، فدرال و دموکراتیک هستم که مناطق آن برای سرمایهگذاری، زیرساخت و شغل رقابت کنند و بهعنوان مناطق اروپایی مستقیماً با بروکسل همکاری داشته باشند. هدف باید روشن باشد: یک کشور. حقوق برابر. نهادهای کارآمد. یک آینده اروپایی. دیتون هدف تاریخی خود را محقق کرد: جنگ را متوقف کرد. اکنون بوسنی به شجاعت برای کامل کردن صلح نیاز دارد. بوسنیِ نیرومندتر در اروپایی نیرومندتر. اکنون پس از دیتون. بوسنیِ اتحادیه اروپا اکنون. — گونتر فهلینگر-یان، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو | @GunterFehlinger #Bosnia #BiH #BosniaAndHerzegovina #EUBosnia #ExDayton #EuropeanUnion #EUEnlargement #Sarajevo #Mostar #BanjaLuka #Europe #WesternBalkans
ترجمهشده از انگلیسیامبیاس: بریکس را بشکن. به جهان آزاد بپیوند. عربستان سعودی سالهاست چشمانداز ۲۰۳۰ را بهعنوان پروژهای برای نوسازی، تنوعبخشی، سرمایهگذاری، فناوری و اصلاحات معرفی میکند. اگر واقعاً جهتگیری همین است، ریاض باید از حرکت تدریجی به سوی بلوک ژئوپلیتیکی شکلگرفته پیرامون روسیه، چین و ایران دست بردارد و در عوض خود را بسیار روشنتر در اقتصاد جهانی باز و مبتنی بر قواعد تثبیت کند. پیام من به ولیعهد محمد بن سلمان ساده است: ابهام درباره بریکس را پشت سر بگذار و به سوی عضویت در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی حرکت کن. عربستان سعودی برای تجارت با هند، چین، برزیل یا هر کشور دیگری به بریکس نیاز ندارد. میتواند با تمام جهان تجارت کند و در عین حال نهادهای قدرتمندتر، استانداردهای حکمرانی بهتر، ادغام عمیقتر سرمایهگذاری و همکاری نزدیکتر با اقتصادهای پیشرفته بازار را انتخاب کند. اگر امبیاس میخواهد ثابت کند که چشمانداز ۲۰۳۰ چیزی فراتر از برندسازی است، باید مسیر اصلاحات را انتخاب کند: نهادهای قویتر، شفافیت، رقابت، سرمایهگذاری، حاکمیت قانون و ادغام بلندمدت با اروپا، آمریکا، ژاپن، کره و دیگر اقتصادهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی. بریکس را بشکن. به جهان آزاد بپیوند. بریکس را ترک کن. به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بپیوند. عربستان سعودی نباید به غنیمت ژئوپلیتیکی دیگری برای پوتین تبدیل شود. باید به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای اصلاحطلب قرن بیستویکم تبدیل شود. آن، چشمانداز واقعی ۲۰۳۰ خواهد بود. گونتر فهلینگر-یان، رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #SaudiArabia #MBS #Vision2030 #BRICS #BreakBRICS #OECD #Riyadh #Reform #FreeWorld #Investment #RuleOfLaw #Europe #USA #Japan #Korea #Putin #Russia #Iran #GlobalEconomy
ترجمهشده از انگلیسیپوتین به کیم دلار نقد میپردازد — در ازای خون کرهایهای شمالی. این مدل کسبوکار بیرحمانه پشت اتحاد پوتین و کیم است: مسکو برای جنگ خود سرباز به دست میآورد و پیونگیانگ ارز سخت، سلاح، فناوری و حمایت سیاسی دریافت میکند. دیکتاتوری سود میبرد. سربازان خون میدهند. کیم پول را میگیرد. کرهایهای شمالی با جان خود میپردازند. هزاران مرد جوان دور از خانه به جنگی خارجی فرستاده میشوند که هیچ ارتباطی با دفاع از کره شمالی ندارد. آنها نیروی انسانی مصرفشدنی برای جنگ امپریالیستی پوتین علیه اوکراین هستند. این دوستی نیست. این همبستگی نیست. این معاملهای میان دو دیکتاتوری است: پول، سلاح و بقای رژیم در یک سو — جان انسانها در سوی دیگر. پوتین به نیروی انسانی نیاز دارد. کیم به پول نقد نیاز دارد. و مردم عادی کره شمالی هزینه را با خون میپردازند. اروپا باید بفهمد این چه معنایی دارد: روسیه جنگ خود را بینالمللی میکند و نیروی انسانی نظامی را از یکی از سرکوبگرترین رژیمهای روی زمین میخرد. اوکراین فقط از خود در برابر روسیه دفاع نمیکند. این کشور با ائتلاف جنگی اقتدارگرایی روبهگسترش مواجه است. از اوکراین حمایت کنید. شبکههای تأمینکننده مالی این جنگ را تحریم کنید. معامله پوتین و کیم را افشا کنید. با دیکتاتوریها مانند شرکای عادی رفتار نکنید، در حالی که آنها جان انسانها را با پول معامله میکنند. کیم پول را میگیرد. کرهایهای شمالی با خون میپردازند. #Ukraine #NorthKorea #Russia #Putin #KimJongUn #StandWithUkraine #RussiaUkraineWar #NATO #Europe #Freedom #HumanRights #StopPutin #SupportUkraine #PaxEuropeana — Gunther Fehlinger-Jahn | Economist, Author & Chairman, Austrian Committee for NATO Enlargement | @GunterFehlinger
ترجمهشده از انگلیسیوعده من بهعنوان رئیسجمهور فدرال: یک دادستان کل قدرتمند و کاملاً مستقل اتریش به دستگاه تعقیب کیفری نیاز دارد که از نظر سیاسی به هیچکس تعلق نداشته باشد. نه به صدراعظم. نه به وزیر دادگستری. نه به هیچ حزبی. و نه حتی به رئیسجمهور فدرال. بهعنوان رئیسجمهور فدرال، تلاش خواهم کرد تا دادستان کل مستقیماً از سوی رئیسجمهور فدرال منصوب شود – پس از یک فرایند انتخاب شفاف و صرفاً بر اساس صلاحیت، تجربه و درستکاری. استقلال او با انتصابش آغاز میشود. رئیسجمهور فدرال او را منصوب میکند. اما هیچکس به او دستور سیاسی نمیدهد. دادستان کل باید آنقدر قدرتمند باشد که در صورت اقتضای قانون و شواهد، حتی درباره وزیران، اعضای دولت، مقامهای حزبی و دیگر افراد بانفوذ نیز تحقیقات مستقل انجام شود. دادستانی مستقل هیچ دستور وزارتی دوره ثابت بالاترین صلاحیت حرفهای نظارت شفاف پارلمانی عدالت برابر برای دولت، مخالفان و شهروندان وفاداری او باید منحصراً به قانون اساسی، قانون و حقوق باشد. رئیسجمهور فدرال باید بالاتر از سیاست روزمره بایستد، از نظم قانون اساسی محافظت کند و امکان فعالیت نهادهای قدرتمند و مستقل را فراهم آورد. دقیقاً به همین دلیل، انتصاب دادستان کل باید در مسئولیت رئیس کشور باشد – نه در زنجیره فرماندهی حزبی-سیاسی یک دولت. یک رئیسجمهور قدرتمند از قانون اساسی محافظت میکند. یک دادستان کل مستقل از حاکمیت قانون محافظت میکند. هیچکس بالاتر از قانون نیست. Günther Fehlinger-Jahn | اقتصاددان، نویسنده | رئیس کمیته اتریش برای گسترش ناتو @GunterFehlinger #Österreich #Bundespräsident #Generalstaatsanwalt #Justiz #Rechtsstaat #Gewaltenteilung #Demokratie #Verfassung #RuleOfLaw #Austria
ترجمهشده از آلمانیبئاتِه ماینل-رایزینگر هر روز بیشتر مرا ناامید میکند. اتریش در سال ۲۰۲۶ به بازگشت به مکتب قدیمی کِرایسکی در سیاست خارجی نیاز ندارد. روشن است که میتوان و باید از دولت دوست اسرائیل نیز انتقاد کرد. اما تبدیل کردن اسرائیل به موضوعی آسان برای سیاست نمادین اروپا چیز دیگری است، در حالی که حماس، حزبالله، رژیم ایران و حامیانشان دشمنان راهبردی واقعی ما هستند. دقیقاً در همینجا در مواضع ماینل-رایزینگر یک جابهجایی سیاسی خطرناک میبینم: موعظههای اخلاقی هرچه بیشتر علیه اسرائیل، فاصلهگیریهای هرچه بیشتر و نمایشیتر — و ابهام هرچه بیشتر درباره اینکه چه کسی در این منطقه از دموکراسی دفاع میکند و چه کسی تروریسم، اسلامگرایی و جنگ صادر میکند. بنابراین این پرسش برایم مطرح است: ماینل-رایزینگر = کِرایسکی ۲.۰؟ برونو کِرایسکی بیطرفی اتریش و سیاست ویژه آن در خاورمیانه را به یک نشان تجاری تبدیل کرد. آن دوران، دوران او بود. اما اتریش امروز از نظر سیاسی محکم در غرب جای دارد: اروپایی، فراآتلانتیکی و همبسته با اسرائیل دموکراتیک. من احیای سیاست خارجی اتریشیای را نمیخواهم که اهمیت بینالمللی خود را با درس اخلاق دادن علنی به اسرائیل جستوجو کند. اتریش در قبال مردم یهودی و دولت اسرائیل مسئولیتی تاریخی و ویژه دارد. این مسئولیت به معنای تأیید هر تصمیم یک دولت اسرائیل نیست. اما به این معناست که اسرائیل را قربانی سیاست داخلی اروپا نکنیم. خط مشی من روشن است: امنیت برای اسرائیل. آزادی گروگانها. خلع سلاح حماس. مهار رژیم ایران. ائتلافی قدرتمند و فراآتلانتیکی. و اتریشی که سرانجام رمانتیسم بیطرفی خود را پشت سر بگذارد. بدون نوستالژی کِرایسکی. بدون جدل ضداسرائیلی برای تشویق ارزان. سیاست خارجی روشن و غربگرایانه برای اتریش. — گونتر فهلینگر-یان | اقتصاددان و نویسنده | رئیس Austrian Committee for NATO Enlargement | @GunterFehlinger #Austria #Israel #MeinlReisinger #Kreisky #ForeignPolicy #MiddleEast #Europe #NATO #Transatlantic #StandWithIsrael
ترجمهشده از آلمانیهزینه جنگ برای ایالات متحده جنگ گران است. بازدارندگی گران است. آزادی گران است. اما تاریخ نشان میدهد که مقیاس چگونه بهطور چشمگیری تغییر میکند. جنگ جهانی اول: حدود ۰٫۴۷ تریلیون دلار جنگ جهانی دوم: حدود ۵٫۷ تریلیون دلار جنگ سرد: بیش از ۱۴ تریلیون دلار —شامل کره، ویتنام و مسابقه تسلیحات هستهای جنگهای عراق از سال ۱۹۹۱: حدود ۱٫۹ تریلیون دلار جنگهای بالکان: حدود ۱۵ میلیارد دلار واکنش به اوکراین در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۶: ۱۹۵ میلیارد دلار اعتبارات کنگره آمریکا برای واکنش به اوکراین جنگ ایران: تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی برای مصرفکنندگان آمریکایی درس این نیست که آمریکا باید از دفاع از آزادی اجتناب کند. درس این است که PREVENTING جنگهای بزرگ، ساختن ائتلافهای قدرتمند و متوقف کردن زودهنگام متجاوزان، بسیار ارزانتر از آن است که اجازه دهیم دیکتاتوریها رشد کنند تا زمانی که به واکنشی در مقیاس جنگ جهانی دوم دیگری نیاز داشته باشند. اوکراین جنگ جهانی دوم نیست. ۱۹۵ میلیارد دلار پول هنگفتی است—اما در مقایسه با بهایی که آمریکا برای شکست آلمان نازی و ژاپن امپراتوری پرداخت، یا برای مهار اتحاد شوروی به مدت چهار دهه، همچنان کسری از بار تاریخی است. ارزانترین جنگ، جنگی است که ائتلافهای قدرتمند با موفقیت بازدارند. ناتو کار میکند. بازدارندگی کار میکند. کمک به اوکراین برای شکست تجاوز روسیه، سرمایهگذاری برای جلوگیری از جنگی بسیار بزرگتر است. مقایسه تاریخی تقریبی با دلارهای امروزی آمریکا. دستهها کاملاً یکسان نیستند: رقم اوکراین بازتابدهنده اعتبارات گستردهتر کنگره آمریکا برای واکنش به اوکراین و عملیات آتلانتیک ریزالو است؛ رقم ایران بازتابدهنده هزینههای اضافی انرژی برای مصرفکنندگان آمریکایی است. #USA #NATO #Ukraine #UkraineWar #Russia #Iran #ColdWar #WWII #WWI #Iraq #Balkans #Kosovo #Bosnia #Defense #Security #Deterrence #ForeignPolicy #Geopolitics #PeaceThroughStrength
ترجمهشده از انگلیسیHOFBURG 2028 – دو رویکرد اصلاحی، دو مسیر برای اتریش @Wagner_Michael_ Michael Alois Wagner در حال حاضر همراه با حلقه Frank Stronach در حال ایجاد یک جنبش جدید سیاست اقتصادی است. پیشتر نامزدی برای ریاستجمهوری فدرال در سال 2028 بهصورت عمومی اعلام شده بود، اما اکنون دیگر رسماً بخشی از تصویر عمومی فعلی او نیست. اگر Wagner در سال 2028 نامزد شود، بحث محتوایی جذابی شکل خواهد گرفت. منشور اقتصادی Wagners/Stronachs: بودجههای متوازن. کاهش سالانه حدود 5 درصدی دستگاه اداری. نظام مالیاتی سادهتر. کاهش چشمگیر بار مالیاتی شرکتهای کوچک. سهیمکردن کارکنان در سود. مسئولیتپذیری اقتصادی فردی. بسیاری از این ایدههای اصلاحی شایسته بحثی جدی هستند. اما اتریش برای هوفبورگ به چیزی بیش از سیاست اقتصادی نیاز دارد. برنامه Fehlinger من برای اتریش: Flat Tax 15 % کوچککردن دولت – پاداشدادن دوباره به عملکرد خصوصیسازی ÖBAG و ORF خارجکردن اتریش از دام بیطرفی و واردکردن آن به ناتو دفاع ملی قدرتمند و نیروی هوایی مدرن طرفدار اتحادیه اروپا. طرفدار یورو. طرفدار گسترش. اوکراین و بالکان غربی در اتحادیه اروپا ساختوساز بیشتر، ممنوعیت کمتر انرژی هستهای، فناوری و انرژی ارزان اتریشی با اعتمادبهنفس در اروپایی قدرتمند نمیخواهم به دستورالعملهای سیاسی قدیمی برگردم. میخواهم اتریش را بهطور ریشهای مدرن کنم. مایلی اتریشی: اصلاح بهجای رکود. دولت کمتر. آزادی بیشتر. Flat Tax 15 %. انتخابات هوفبورگ 2028 باید انتخابی واقعی درباره مسیر کشور باشد. Günther Fehlinger-Jahn Chairman, Austrian Committee for NATO Enlargement برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری فدرال 2028 برنامه دارد طرفدار ناتو · طرفدار اتحادیه اروپا · طرفدار Flat Tax 15 % #Hofburg2028 #FehlingerJahn #Österreich #Austria #FlatTax15 #ReformJetzt #WenigerStaat #MehrFreiheit #NATO #EU #Europa #Bundespräsident2028 #Wirtschaft #Privatisierung #Stronach #MichaelAloisWagner #FeelTheFehlinger
ترجمهشده از آلمانیاز سال ۱۹۹۰، آلمان تلاشی مالی و تاریخی برای بازسازی شرق انجام داده است. برآورد من بر پایه بوندستاگ، bpb، ifo و گزارشهای دولتی: حدود €۲٫۱ تریلیون انتقال خالص از نظام مالیاتی و تأمین اجتماعی آلمان غربی از زمان اتحاد مجدد، بهعلاوه تقریباً €۷۵–۸۰ میلیارد بودجه منطقهای اتحادیه اروپا برای شرق آلمان. برای مقایسه: • انتقالهای ناخالص تا سال ۲۰۱۳: حدود €۳٫۴ تریلیون • انتقالهای خالص تا سال ۲۰۱۳: حدود €۱٫۶ تریلیون • انتقالهای خالص تا سال ۲۰۱۶: حدود €۱٫۷۲ تریلیون ارقام بسته به روش متفاوتاند: رقم ناخالص همه هزینههای عمومی را شامل میشود. رقم خالص، مالیاتها و حق بیمههای تأمین اجتماعی پرداختشده در خود شرق آلمان را کسر میکند. با این حال، نتیجه همچنان عظیم است: بیش از €۲ تریلیون خالص. این همبستگی درست بود. آلمان باید به آن افتخار کند. اما پس از ۳۶ سال وحدت آلمان، باید بتوان آشکارا درباره این هم بحث کرد که این انتقالها به چه دستاوردهایی رسیدهاند، چه تفاوتهایی میان شرق و غرب باقی مانده است و چرا سرخوردگی سیاسی در برخی مناطق همچنان تا این اندازه شدید است. بنابراین، هرکس درباره شرق آلمان صحبت میکند نباید فقط موعظه اخلاقی کند. باید درباره اقتصاد، درآمد، مالکیت، زیرساخت، فرصتها و تجربههای سیاسی نیز صحبت کنیم. وحدت به معنای پنهان کردن تفاوتها نیست. وحدت یعنی صادقانه با یکدیگر صحبت کنیم. Günther Fehlinger-Jahn اقتصاددان | نویسنده رئیس کمیته اتریشی گسترش ناتو @GunterFehlinger #Deutschland #Ostdeutschland #Westdeutschland #DeutscheEinheit #Wiedervereinigung #AufbauOst #Solidarität #EU #Europa #Wirtschaft #Steuern #Transfers #Politik #Germany #GermanUnity
ترجمهشده از آلمانی