
دیوید آلبرایت
@TheGoodISIS · خاورمیانه
دیوید آلبرایت برای پوشش پژوهش و تخصص موضوعی در فصل خاورمیانه توسط Storyz World دنبال میشود.
واکنش به قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره سوریه: سیاسیکردن روند قطعنامه جدید فرصت مهمی را برای فراخواندن سوریه به ارائه یک اظهارنامه هستهای صحیح و کامل و پذیرش پروتکل الحاقی از دست داد تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی بتواند به این نتیجه برسد که برنامه هستهای آن منحصراً صلحآمیز است. در حالی که همه میخواهند تغییر رویکرد و همکاری تازه رژیم سوریه را جشن بگیرند و پاداش دهند، کار راستیآزمایی هنوز بههیچوجه کامل نشده و ادعاهایی که میگویند پرونده بسته شده، نادرست است. قطعنامه ۲۰۱۱ مشخصاً از سوریه خواست اظهارنامهای کامل ارائه کند. بند ۴ قطعنامه چنین میگوید: "۴. از سوریه میخواهد پروتکل الحاقی را امضا کند و بیدرنگ آن را به اجرا درآورد و بهطور کامل اجرا کند و تا آن زمان مطابق پروتکل الحاقی عمل کند تا مدیرکل بتواند تضمینهای لازم را هم درباره صحت و هم درباره کاملبودن اظهارنامههای سوریه طبق موافقتنامه پادمانهای آن ارائه دهد؛ " قطعنامه جدیدی که چند روز پیش تصویب شد، در بند ۴ خود مقررات قطعنامه ۲۰۱۱ را "خاتمهیافته" میخواند. قطعنامه ۲۰۲۶ نمیتواند سوریه را از ارائه یک اظهارنامه صحیح و کامل معاف کند؛ این، چنانکه در سال ۲۰۱۱ تصریح شده، الزامی مربوط به پادمانهای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است. و این کار باید بدون تأخیر انجام شود. اظهارنامه کنونی سوریه ناقص است. بر اساس مطالعه جدیدترین گزارش پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره سوریه، هنوز درباره مقدار کل اورانیوم دریافتی از کره شمالی، دستاوردهای سوریه در ساخت برنامه بازفرآوری و شناسایی مکانهای آن، و پیشرفت و مکانهای تلاشها برای ساخت خود سلاح هستهای در زمان بمباران رآکتور در سال ۲۰۰۷ پرسشهایی وجود دارد. افزون بر این، نقش یک تأمینکننده اصلی فناوری، مواد و قطعات هستهای اعلامنشده، یعنی کره شمالی، نادیده گرفته میشود؛ رویهای که در مورد ایران و عراق پذیرفتنی نبود. در نتیجه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی حلقه را درباره فعالیتهای تسلیحات هستهای رژیم قدیم نبسته و شتاب لازم برای رسیدن به وضعیت بهتر را از دست داده است.
ترجمهشده از انگلیسیتحلیل جدید: همکاری ایالات متحده و عربستان سعودی در زمینه غنیسازی: چارچوبی برای یک جعبه سیاه در بسته توافقهای همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی، صورتجلسه و ارزیابی طبقهبندینشده عدم اشاعه، مطالب زیادی برای بررسی وجود دارد. ما کار را با تلاش برای درک این موضوع آغاز کردیم که ایالات متحده چگونه و بر اساس چه مقرراتی میتواند یک تأسیسات غنیسازی در اختیار عربستان سعودی بگذارد. یافتههای اصلی در ادامه آمده است: - به نظر میرسد متن توافق عمداً بهگونهای تنظیم شده است که یک تأسیسات غنیسازی طراحیشده، ساختهشده و ادارهشده توسط ایالات متحده بتواند در عربستان سعودی مستقر شود، بیآنکه فناوری سانتریفیوژ موجود در آن تأسیسات بهطور خودکار منتقل شود. جزئیات ارائه نشده است، اما در چنین ترتیبی انتظار میرود ایالات متحده کنترل طراحی، تولید، مونتاژ، نگهداری و دسترسی فیزیکی به سانتریفیوژها را حفظ کند. - این با آنچه والاستریت ژورنال پیشتر درباره یک تأسیسات محرمانه «جعبه سیاه» گزارش کرده بود، همخوان است؛ تأسیساتی که «از انتقال فناوری حساس غنیسازی» به عربستان سعودی جلوگیری میکند. - این توافق چارچوب ایجاد یک کارخانه سانتریفیوژ جعبهسیاه را فراهم میکند، اما ایجاد آن تأسیسات به توافقهای آینده بسیاری میان ایالات متحده و عربستان سعودی نیاز خواهد داشت، نه فقط مطالعه مشترک دوساله غنیسازی و تبدیل (JECS). - از نظر پیامدهای اشاعه، چند کار باید بهطور مستقل انجام شود؛ از جمله محدود کردن دسترسی به سانتریفیوژها و فناوری سانتریفیوژ. توافق عمومی هنوز محدودیتهای دسترسی فیزیکی به مورد نخست را بهروشنی تعیین نکرده است. اما سازوکارهایی برای محدود کردن دسترسی به بخش بزرگی از مورد دوم ارائه میدهد. مهمتر از همه، انتقال دادههای محدودشده (RD) و اطلاعات طبقهبندیشده را بهطور قاطع ممنوع میکند؛ این موارد حوزههای زیادی مرتبط با طراحی، مشخصات، تولید و بهرهبرداری سانتریفیوژ را پوشش میدهند. - یک روزنه احتمالی این است که توافق، انتقال فناوری هستهای حساس سانتریفیوژ (SNT) را در شرایط خاص صراحتاً مجاز میداند. توافق اجازه میدهد SNT برای پشتیبانی از مطالعه مشترک غنیسازی و تبدیل (JECS) یا بر اساس توافق کتبی طرفها منتقل شود. بنابراین، معماری حقوقی توافق ممنوعیتی مطلق بر انتقال یا آموزش اطلاعات درباره تأسیسات غنیسازی در هیچ زمانی نیست. - بسته عمومی درباره این پرسش که آیا عربستان سعودی میتواند همزمان با دریافت یک کارخانه غنیسازی تأمینشده از سوی ایالات متحده، از جمله SNT، برنامههای تحقیق و توسعه مستقل خود در زمینه سانتریفیوژ را دنبال کند یا نه، سکوت کرده است. در آن آمده است که «تفاهمی وجود دارد مبنی بر اینکه هیچ SNT منتقلشده برای اهداف JECS نمیتواند توسط پادشاهی عربستان سعودی برای اهداف دیگر استفاده شود»، اما این موضوع هنوز باید در یک «مبادله یادداشتهای دیپلماتیک» که هنوز درباره آن مذاکره نشده، بهصورت کتبی درج شود و درباره راستیآزمایی پرسشهایی ایجاد میکند. - بر اساس پژوهشهای پیشین ما و جستوجوهای کنونیِ یاریگرفته از هوش مصنوعی در منابع باز، در ادبیات علمیِ در دسترس عموم شواهد اندکی از پژوهش بومی چشمگیر یا مستمر عربستان سعودی درباره فناوریهای تخصصی لازم برای غنیسازی با سانتریفیوژ گازی یافتیم. - این موضوع نشان میدهد که اگر عربستان سعودی بخواهد در کوتاهمدت تا میانمدت بهطور مستقل قابلیت غنیسازی با سانتریفیوژ گازی را به دست آورد، باید یک برنامه داخلی بزرگ برای این کار راهاندازی کند یا چنین قابلیتی را از طریق فناوری و آموزش خارجی به دست آورد. گزینه دوم میتواند شامل کمک مخفیانه تأمینکنندگان سانتریفیوژ، مانند پاکستان، یا بهرهبرداری از فرصتهایی باشد که همکاری با ایالات متحده فراهم میکند. - در مجموع، ایده یک کارخانه غنیسازی جعبهسیاه جذاب است. برای تعیین اینکه آیا این بسته توافقها و توافقهای بعدی به یک جعبه سیاه امن منجر خواهند شد یا نه، باید به پرسشهای زیادی درباره میزان مشارکت عربستان سعودی در ساخت، نگهداری و بهرهبرداری از تأسیسات غنیسازی و خطر اشاعه پاسخ داده شود. گزارش ما شامل فهرستی از ۲۱ پرسش است که کنگره باید مطرح کند:
ترجمهشده از انگلیسیاکنون درک روشنتری از جدول زمانی و شرایط بازدیدهای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از سایتهای کلیدی مرتبط با هستهای در سوریه داریم. به نظر میرسد تصاویر بازدید او از مرجالسلطان مربوط به سال ۲۰۲۵ باشد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در آن زمان گزارش داده بود که ذرات اورانیوم پیدا کرده است که به تبدیل اورانیوم در سایتی نامگذارینشده اشاره داشت؛ ما گمان میکردیم این سایت مرجالسلطان باشد. تصاویر زمینی آژانس، که میتوان آنها را با تصاویر ماهوارهای تطبیق داد، این موضوع را تأیید میکنند. گزارش پادمانهای ۲۰۲۶ روشن میکند که نهتنها فعالیتهای اولیه تبدیل اورانیوم در آنجا انجام شده، بلکه تصریح میکند کل فرایند تولید سوخت نیز در این سایت انجام شده است. تصاویر بازدید گروسی از سایت راکتور الکِبر در دیرالزور مربوط به سال ۲۰۲۶ است؛ زمانی که گروسی در ایکس نوشت برای بازدید از این سایت در سوریه است. این تصاویر را میتوان با فعالیتهای حفاری قابل مشاهده در تصاویر ماهوارهای تطبیق داد. مشخص نیست آیا تصاویری از سایت سوم، یعنی محل ذخیرهسازیِ پیشتر اعلامنشده سوخت و قراضه فلز اورانیوم و همچنین گرافیت، نیز در این مجموعه بوده است یا نه. این سایت در پست ایکس گروسی در اوت ۲۰۲۶ بهعنوان سایتی که از آن بازدید شده، فهرست شده است. گروسی در کنفرانس خبری دیروز، بنا بر گزارش @AP ، توضیح داد که برای رسیدن به مواد هستهای از «گذرگاههای دشوار و باریک» استفاده کرده و حتی مجبور شده «دیوارها را خراب کند». او گفت در این سایت «جعبهها همهجا پراکنده بودند». او در پاسخ به این پرسش که آیا سایت در حمله هوایی مورد حمله قرار گرفته و دسترسی به آن مستلزم پاکسازی آوار بوده است، با تکان دادن سر و گفتن «بله» با صدایی آرام اما متمایز، آن را تأیید کرد. تأیید حملات هوایی، سایتهای مظنون را به مکانهایی محدود میکند که اسرائیل پس از سقوط اسد هدف قرار داده بود. یکی از سایتهای مظنون اصلی، مجتمع موشکی زیرزمینی «پروژه ۹۹/CERS» در تل قرطل است. @axios گزارش داده بود که «سایت ۹۹» محل نگهداری مواد هستهای بوده و اسرائیل برای جلوگیری از دسترسی به مواد، ورودیهای آن را بمباران کرده است. منطقهای که علناً با سایت ۹۹ مرتبط دانسته میشود بزرگ است، اما ما سایت مشخصی نزدیک تل قرطل را شناسایی کردیم که در حمله هوایی اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۳، که ساختمانهای سایت را هدف قرار داد، بهشدت آسیب دیده بود و بار دیگر در حمله دوم در دسامبر ۲۰۲۴ آسیب دید؛ حمله دوم چهار ساختمان را که احتمالاً ورودی تونلهای زیرزمینی بودند، ویران کرد. تا ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶، به نظر میرسید آوار ساختمان ویرانشده ورودی تونل زیرزمینی دستنخورده باقی مانده است. آوار ساختمان دیگر تا حدی پاکسازی شده بود. در ماه اوت هیچ تغییری در سایت قابل شناسایی نیست؛ اگر این همان سایتی باشد که سوخت فلزی اورانیوم در آن نگهداری میشود، ظاهراً هنوز هیچ تلاش گستردهای برای بازیابی انجام نشده بود. ما به پایش سایت برای یافتن هرگونه تغییر قابل مشاهده ادامه خواهیم داد. احتمال دیگر، سایت تونل القصیر است که بهعنوان تونل قاچاق فرامرزی به طول ۳ کیلومتر برای حزبالله شناسایی شده و در نیمه دوم سال ۲۰۲۴ مورد حمله قرار گرفت. حتی اگر این همان سایتی نباشد که اورانیوم در آن پیدا شده، ممکن است یکی از سایتهای دیگری باشد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای گرفتن نمونههای محیطی از آنها بازدید کرده است، زیرا در گزارشهای عمومی با سایت الکِبر مرتبط دانسته شده بود. همچنین ببینید: و از @StLiechtenstein برای پرسیدن پرسشهای مهم از گروسی و از @MilOpsUpdate برای انتشار تصاویر اضافی از بازدید گروسی در سال ۲۰۲۵ تشکر میکنیم.
ترجمهشده از انگلیسیجدید: تصاویر ویدئویی بازدیدهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سوریه که در اوت ۲۰۲۶ در برنامه The World is One News پخش شد، تأیید میکند که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، علاوه بر محل مدفون رآکتور الکِبَر، از مجتمع مرجالسلطان نیز بازدید کرده است. تصویر او در داخل یک ساختمان را میتوان با یک ساختمان فرعی در این مجتمع تطبیق داد. به نظر میرسد روایت ویدئوی آژانس، محل مرجالسلطان را «دومین مکانی که پیشتر اعلام نشده بود» معرفی میکند؛ این موضوع با گزارش آژانس همخوان است که دومین مکان اعلامنشده را «یک کارخانه ساخت سوخت که در آن سوخت هستهای رآکتور دیرالزور [که با نام رآکتور الکِبَر نیز شناخته میشود] ساخته میشد» شناسایی کرده است. این مؤسسه در سال ۲۰۱۳ عکسی از همان سالن فرآوری شیمیایی که گروسی از آن بازدید کرد منتشر کرده بود. تصویری که مؤسسه در سال ۲۰۱۳ به دست آورد، سالن را در حدود سال ۲۰۰۵، پیش از آغاز به کار، نشان میدهد و نصب تجهیزات را نیز به تصویر میکشد. یک ستون فلزی بزرگ دارای پنجره که منبع آن را تجهیزات پاکسازی یا تصفیه محلولها، یعنی یک اسکرابر یا ستون استخراج با حلال، توصیف کرده است، در تصویر برجسته است. این تجهیزات و تجهیزات دیگری که در تصاویر دیگر دیده میشوند، احتمالاً بخشی از یک سامانه یکپارچه فرآوری شیمیایی برای تبدیل کیک زرد به تترافلوراید اورانیوم هستند. آژانس در گزارش پادمانهای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای در سال گذشته اعلام کرده بود که در مکانی که ذرات اورانیوم فراوانی در آن وجود داشت نمونههای محیطی برداشته و تحلیلها مشخصاً به تبدیل کنسانتره سنگ معدن اورانیوم به اکسید اورانیوم اشاره داشتند. آژانس در جدیدترین گزارش پادمانها نتیجه گرفت که کل فرایند تولید سوخت در سوریه انجام شده است. از آنجا که آژانس مکان جدیدی برای این کار شناسایی نکرده است، این موضوع قویاً نشان میدهد که تمام فرایند چندمرحلهای، از کنسانتره سنگ معدن اورانیوم تا UO3، احیای آن به UO2، فلوئوردار کردن آن به UF4 و احیای آن به فلز اورانیوم، و همچنین آلیاژسازی، ذوب، اکستروژن به شکل میلههای سوخت و روکشدادن با آلیاژ منیزیم، در ساختمانهای مختلف محل مرجالسلطان انجام شده است. تصاویر بازدید آژانس نشان میدهد که فضای داخلی بهطور کامل تخلیه شده است. سوریه مسئول توضیح این است که تجهیزات حیاتی و آلوده تولید سوخت هستهای اکنون کجا قرار دارند.
ترجمهشده از انگلیسیجدید: آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سوریه تابستان امسال در بازگرداندن سوریه به رعایت تعهدات پادمانی خود درباره رآکتور هستهای اعلامنشده، یک کارخانه ساخت سوخت و سوخت و ضایعات فلزی اورانیوم ذخیرهشده، به پیشرفتهای مهمی دست یافتهاند. رآکتور مخفی الکِبر در سایت دیرالزور در سال ۲۰۰۷، زمانی که اسرائیل آن را بمباران کرد، به تکمیل نزدیک بود؛ این حمله به تلاش مهم سوریه برای ساخت سلاح هستهای مبتنی بر پلوتونیوم پایان داد، تلاشی که سوریه با کمک کره شمالی بهطور مستمر پیش میبرد. بااینحال، با وجود پیشرفت چشمگیر سوریه در مسیر رعایت تعهدات، که شایسته تقدیر است، سوریه هنوز درباره جاهطلبیهای هستهای خود در دوره رژیم پیشین حقیقت را بهطور کامل آشکار نکرده است. پیشرفتهای اخیر پس از سالها انکار دولت پیشین سوریه درباره وجود رآکتور هستهای در این سایت حاصل شده است. با روی کار آمدن دولت جدید، این پیشرفتها ممکن شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش اجرای پادمانهای انپیتی درباره سوریه، مورخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، اعلام کرد که توانسته است پرسشهای آژانس درباره مسائل پادمانی باقیمانده را که پیشتر به شورای حکام گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند. بااینحال، گزارش نمیگوید که آژانس از سوریه یک اظهارنامه کامل هستهای دریافت کرده یا فعالیتهای راستیآزمایی به پایان رسیده است. اطلاعات غایب در گزارش شامل این موارد است: دامنه، مکان و برنامه زمانیِ برنامهریزیشده برای تأسیساتی که قرار بود پلوتونیوم را از سوختی که میبایست در رآکتور پرتودهی شود جدا کند. در گزارش آژانس به این فعالیت «بازفرآوری» گفته شده است؛ همکاری کره شمالی در ساخت رآکتور و ارائه فناوریها و تأسیسات مرتبط موردنیاز برای بهرهبرداری از رآکتور، ساخت سوخت و جداسازی پلوتونیوم؛ و هرگونه بحثی درباره تسلیحاتیسازی هستهای که سوریه، با کمک کره شمالی یا بدون آن، ممکن است انجام داده باشد. افزون بر این، اطلاعات جدید بازتابدهنده مطالبی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگران، از جمله دولتهای آمریکا و اسرائیل، زوددویچه تسایتونگ (درباره تبدیل اورانیوم) و مؤسسه، درباره فعالیتهای هستهای اعلامنشده سوریه گزارش کردهاند. افشاگریهای جدید برخی فعالیتها و تأسیسات را تأیید میکنند و جزئیات تازهای ارائه میدهند، اما هیچ غافلگیریای ندارند و اطلاعات مفقود درباره دامنه کامل پروژه رآکتور و بازفرآوری و همکاری سوریه با کره شمالی را تکمیل نمیکنند. بنابراین، باید از پیشرفتهای اخیر استقبال کرد، اما این پیشرفتها هنوز به شفافیتی که در موارد پیشین، مانند آفریقای جنوبی، تایوان و عراق در دهه ۱۹۹۰، حاصل شد نرسیدهاند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید اطلاعات بیشتری از سوریه درخواست کند تا اطمینان یابد که یک اظهارنامه کامل درباره تلاشهای هستهای پیشین و اعلامنشده سوریه را دریافت و راستیآزمایی کرده است. گزارش ما شامل چندین یافته فهرستوار درباره اطلاعات جدید در مورد مسئله جاری رعایت پادمانهای انپیتی از سوی سوریه است که در گزارش آژانس درباره سوریه آمده و برای این اطلاعات زمینه فراهم میکند. گزارش ما همچنین شامل چندین توصیه است: شورای حکام آژانس باید قطعنامهای در تقدیر از تلاش دولت جدید سوریه تصویب کند، اما از آژانس بخواهد کامل بودن اظهارنامه هستهای سوریه را تضمین کند. سوریه باید پرسشهای بیشتری را درباره زمینه و چارچوبی که رآکتور مخفی تولید پلوتونیوم در آن ساخته شد، حلوفصل کند؛ یعنی درباره نقش آن در یک برنامه مخفی سلاح هستهای و دیگر فعالیتهای مرتبط با سلاحهای هستهای که انجام شدهاند. سوخت فلزی اورانیوم باید به دلایل ایمنی و امنیتی خارج شود. تجهیزات کلیدی و یکمنظوره مرتبط با تبدیل اورانیوم و ساخت سوخت، و همچنین جداسازی پلوتونیوم، نیز باید پیدا و غیرقابل استفاده شوند یا خارج شوند. گزارش را میتوان از اینجا یافت:
ترجمهشده از انگلیسیتصاویر ماهوارهای جدید و با وضوح بالا از ونتور و ایرباس که در ژوئیه و اوت ۲۰۲۶ تهیه شدهاند، احداث و ساختوساز مداوم دهها برج مشبک بزرگ را در اطراف تأسیسات تولید شاهد (گرن) و ساختمانهای دیگری که در تأمین تولید پهپاد نقش دارند نشان میدهند. این سامانه دفاعی از دو لایه برج تشکیل شده است: یک حصار داخلی متشکل از برجهای کوتاهتر که مستقیماً تأسیسات اصلی تولید را دربر میگیرد، و یک حصار بیرونی متشکل از برجهای بلندتر که منطقه گستردهتر را احاطه میکند. برجهای بلند قرمز و سفید با فاصلههای مساوی قرار گرفتهاند و ساختمانها را احاطه کردهاند؛ این امر نشان میدهد که آنها بخشی از یک سازه دفاعی غیرفعال هستند و احتمالاً برای نگهداشتن شبکهای از سیمهای فلزی بهمنظور محصور کردن تأسیسات ساخته شدهاند. این کار هدف قرار دادن مجتمع تولید را برای موشکهای کروز و پهپادهای حامل مواد منفجره دشوارتر خواهد کرد. آلابوگا بر اساس تصاویر ماهوارهای موجود، ساخت برجها را مدتی پس از ۱۸ مه ۲۰۲۶ آغاز کرد. تصاویر اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ نشان میدهند که حصار داخلی پیرامون تأسیسات اصلی تولید تکمیل شده بود. تا اواخر ژوئیه، آلابوگا در حصار امنیتی بیرونی متشکل از برجهای بزرگتر نیز پیشرفت چشمگیری کرده بود. این حصار امنیتی بیرونی شامل تأسیسات تولید آلابوگا-فایبر است که منبع مهم فیبر کربن مورد استفاده در تولید پهپادهای شاهد به شمار میرود. تصویری از اوایل اوت نشان داد که چند برج اضافی نیز در آن زمان ساخته شده بودند. جرثقیلها و مناطق آمادهسازی برای مونتاژ برجها در اطراف این محل دیده میشوند. این اقدام دفاعی احتمالاً غیرفعال، لایههای امنیتی بیشتری به منطقه ویژه اقتصادی آلابوگا اضافه میکند. در اطراف آلابوگا چندین موضع پدافند هوایی وجود دارد که هر یک شامل موضعی برای یک خودروی ضدهوایی خودکششی و برجهای مشبک سرنشیندار است که میتوان سلاحها و سامانههای جنگ الکترونیک را در آنها مستقر کرد. ساخت سازههای دفاعی غیرفعال جدید در زمانی انجام میشود که اوکراین بهطور فزایندهای تأسیسات سراسر روسیه را با استفاده از دستههای بزرگ پهپادهای تهاجمی دوربرد و موشکهای کروز FP-5 تولید داخل هدف قرار میدهد. این تلاش بیش از پیش اهمیت تأسیسات تولید پهپادهای شاهد در آلابوگا را برای تلاش جنگی روسیه برجسته میکند. لینک: نویسنده: @SFnuclear و تیم Good ISIS
ترجمهشده از انگلیسیجدید: شناسایی تأسیسات احتمالی ذخیرهسازی اورانیوم در مجتمع هستهای نطنز مؤسسه یک ساختمان سنگربندیشده، جداگانه و تا حدی زیرزمینی را در مجتمع هستهای نطنز شناسایی کرده است که احتمالاً قرار بوده بهعنوان تأسیسات ذخیرهسازی هگزافلوراید اورانیوم (UF6) برای پشتیبانی از غنیسازی گسترده اورانیوم در کارخانه غنیسازی سوخت نطنز استفاده شود. این سازه سنگربندیشده بین سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۷ ساخته شد و بخش عمده ساختوساز بین سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ انجام گرفت. با توجه به تمرکز ایران بر غنیسازی اورانیوم کمغنیشده خود تا سطح اورانیوم با غنای بالا و تصمیم آن برای ذخیره مقادیر زیادی از اورانیوم با غنای بالا در مکانهایی غیر از نطنز، مشخص نیست این ساختمان پیش از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ چگونه استفاده میشده است. همچنین مشخص نیست از آن زمان چه نقشی داشته است. این ساختمان فضای کافی برای ذخیره تعداد قابلتوجهی سیلندرهای UF6 نوع 30B، 48 X و 48 Y دارد؛ بسیار بیشتر از فضای ذخیرهسازی لازم برای مقدار UF6 تولیدشده توسط ایران. مساحت کف بیش از اندازه کافی است تا موجودی اورانیوم ایران پیش از ژوئن ۲۰۲۵ با غنای کمتر از ۵ درصد، و همچنین اورانیوم ضعیفشده حاصل از غنیسازی پیش از برجام و پس از ۲۰۱۸ را در خود جای دهد. این ساختمان فضای کافی برای ذخیره تعداد قابلتوجهی سیلندرهای UF6 نوع 30B، 48 X و 48 Y دارد؛ بسیار بیشتر از فضای ذخیرهسازی لازم برای مقدار UF6 تولیدشده توسط ایران. این تأسیسات با مساحت ۱۵۰۰ متر مربع، با فرض محافظهکارانه استفاده از نیمی تا دو سوم فضا برای ذخیرهسازی و نیم دیگر تا یک سوم باقیمانده برای فضای عبور، عملیات و جابهجایی، میتواند ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ متر مربع را به ذخیرهسازی سیلندرهای UF6 اختصاص دهد. برای درک بهتر، برآورد میشود ذخیرهسازی ذخایر کنونی اورانیوم غنیشده و پسماند اورانیوم ضعیفشده حداکثر حدود ۱۵۰ متر مربع فضا بگیرد. این مقدار حدود ۱۰ درصد از کل مساحت کف برآوردشده، یا حداکثر ۲۰ درصد از کل فضای ذخیرهسازی موجود را تشکیل میدهد. مساحت کف با سناریوهای برنامهریزیشده غنیسازی سازگاری بیشتری دارد. برای نمونه، فضای موجود با نیاز ذخیرهسازی محصول سالانه بهاضافه پسماند انباشتهشده برای ۱۰ سال فعالیت با نرخ ۱۰۰٬۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم SWU در سال، در صورت ذخیره سیلندرها در یک لایه، مطابقت دارد. در تصاویر مربوط به بازه زمانی تا ژوئن ۲۰۲۵ هیچ فعالیت قابل مشاهدهای در این تأسیسات دیده نشده است. برای درک کامل و بررسی ظرفیتهای احتمالی ذخیرهسازی این تأسیسات سنگربندیشده، گزارش کامل پیوندشده در زیر را بخوانید. پیوند
ترجمهشده از انگلیسی@Airbus تصاویر ماهوارهای مربوط به اواسط ژوئیه و اوایل اوت، فعالیت اندک خودروها را در بخش روی سطح زمینِ مجتمع هستهای اصفهان نشان میدهند. چندین کامیون حمل کانتینر و خودروهای سواری کوچک در سراسر مجتمع دیده میشوند. در غربیترین پارکینگ چند خودرو وجود دارد، در حالی که پارکینگهای نزدیکتر به مجتمع اصلی تقریباً خالی هستند. مشخص نیست این فعالیت دقیقاً نشاندهنده چیست، اما حضور کامیونهای حمل کانتینر این پرسش را مطرح میکند که آیا ایران تلاش دارد اقلامی را از سازههای باقیمانده یا ساختمانهای تخریبشده خارج و منتقل کند. تا سوم اوت، ورودیهای تونلها همچنان با خاک پر شده و غیرقابل دسترسی هستند. ایران هیچ تلاشی برای حفاری و ورود به آنها نکرده است.
ترجمهشده از انگلیسی