
سزار آ. هیدالگو
@cesifoti · آمریکای جنوبی
سزار آ. هیدالگو برای پوشش پژوهش و تخصص موضوعی مرتبط با شیلی در فصل آمریکای جنوبی توسط Storyz World دنبال میشود.
وقتی هوش مصنوعی ناگهان قابلیتی کمیاب از شما را ارزشمند میکند، چه اتفاقی میافتد؟ چند سال پیش، در یک شرکت کوچک سوئیسی فناوری آموزشی به نام Ha Hu سرمایهگذاری کردم. Ha Hu در دوران کووید به دست مادری کارآفرین به نام Nigist Goytom ایجاد شد؛ او از کمبود ابزارهای دیجیتالی که میتوانست برای آموزش زبان امهری به فرزندانش استفاده کند، frustrated بود. Ha Hu سرانجام به زبان تیگرینیایی و زبانهای کمبرخوردار دیگر گسترش یافت. اما همچنان برای رشد کردن مشکل داشت. سپس، وقتی هوش مصنوعی مولد از راه رسید، Nigist و تیمش دریافتند که Ha Hu قابلیتی با ارزشی متفاوت دارد: گردآوری متن از زبانهایی که داده آموزشی اندکی برای هوش مصنوعی دارند. بنابراین به Bee Educate روی آوردند، یک استارتاپ که بر حفظ زبانهای نادر تمرکز دارد (یا بر حفظ زبانهایی که برای هوشهای مصنوعی نادر هستند). امروز Bee Educate روی پروژهای برای گردآوری و دیجیتالیکردن ماکونده، یکی از زبانهای رایج در موزامبیک، کار میکند. این نمونه خوبی است از اینکه چگونه یک قابلیت کمیاب میتواند با تغییر فناوری کاربردهای تازهای پیدا کند. آنچه بهعنوان یک شرکت فناوری آموزشی متمرکز بر سواد پایه برای زبانهای کمبرخوردار آغاز شد، به تلاشی برای اطمینان از این تبدیل شده است که آن زبانها در عصر مدلهای زبانی بزرگ عقب نمانند.
ترجمهشده از انگلیسیبسیاری از پاسخها به این توییت با قوانین مانند یک خطای گرد کردن برخورد میکنند. اما این گرایش به کنار گذاشتن هر انتقاد بهعنوان اغراق، نکته اصلی را از دست میدهد. بوروکراسی مانند یک دمبل است. بلند کردن هر صفحه 1 کیلوگرمی آسان است. 100 صفحه را کنار هم بگذارید و بازوهایتان کمکم احساس میکنند که اسپاگتی شدهاند. متأسفانه، این گفتوگوی بهطرز شگفتآوری دشواری است که در یک بار اینجا در اروپا داشته باشیم. اگر مقررات کار یا حمایت از مصرفکننده را زیر سؤال ببرید، با شما مانند کسی رفتار خواهد شد که میخواهد شرکتها از کارگران و مشتریان سوءاستفاده کنند. این واکنشها حمایت زیادی برای بوروکراسی ایجاد میکنند. بخشی از آن قابل درک است. همه ما میدانیم که کارفرمایان بد، کلاهبرداری، آلودگی و غیره وجود دارند. اما انگیزههای قدرتمندی هم وجود دارند که شرکتها را با کارکنان و مشتریانشان همسو میکنند. به رستورانها فکر کنید. آنها در بخشی فوقالعاده رقابتی فعالیت میکنند و باید با مشتریان بازگشتی سر کنند. این امر مستلزم ساختن اعتبار است؛ انگیزهای که تا حد زیادی به همسو کردن مالکان با نیازهای مشتریان و کارگرانشان کمک میکند. اما بسیاری از مردم در اروپا روش عجیبی برای فکر کردن درباره انگیزههای کسبوکار دارند. از کسی بپرسید آیا در محل کار به مشتریان خودش اهمیت میدهد و خواهد گفت: البته. از او بپرسید آیا شرکتهای دیگر اهمیت میدهند و ذرهای به آنها اعتماد نخواهد کرد. بهنوعی، مردم نمیتوانند رفتار خودشان را به دیگران تعمیم دهند. آنها فکر میکنند در واکنش نشان دادن به اعتبار، کسبوکار تکراری و غیره تنها هستند. ما در اروپا نوآوری و کارآفرینی میخواهیم، اما نظام ما عمیقاً به شرکتها بدگمان است. این نظامی است که در آن شرکتها بهطور پیشفرض گناهکارند و باید بیگناهی خود را از طریق بوروکراسی ثابت کنند. ایده گناهکار به دنیا آمدن برای استارتاپهای شکننده و کمنقدینگی در بخشهایی که اروپاییها بهویژه به آنها بیاعتمادند اهمیت دارد؛ هر چیزی که با رایانه یا داده سروکار داشته باشد. بسیاری از اروپاییها بهوضوح میدانند چگونه شرکتهای خوبی بسازند و به مشتریانشان اهمیت میدهند. اروپا استعداد دارد. اما ما اغلب آمادهایم زندگی 99٪ای را که درست رفتار میکنند بهخاطر ترس از 1٪ای که چنین نمیکنند غیرممکن کنیم. پس تعجب نکنید اگر داستانهای موفقیت کارآفرینانه اروپاییها اغلب خارج از اروپا رخ میدهند. احتمالاً بسیاری از کسانی که اینجا تلاش کردهاند آنقدر بزرگ نشدهاند که به یک داستان تبدیل شوند. بهجای بحث درباره اینکه آیا هر مقررات منفردی معقول است، باید وقت بیشتری صرف پرسیدن این سؤال کنیم: چقدر دیگر میتوانیم به این دمبل وزن اضافه کنیم؟ بهزودی دیگر نخواهیم توانست عضلاتمان را منقبض کنیم.
ترجمهشده از انگلیسیما ادعا نمیکنیم که این نتایج علّی هستند. اما یافتهها با فرضیهای سازگارند که بر جعبه سیاه تجمع اقتصادی نور میتاباند: این ایده که تجمع اقتصادی از طریق اختلاط در محیط کار، بهعنوان سازوکاری که یادگیری را ممکن میکند و دستمزدهای بهتر را ارتقا میدهد، عمل میکند.
ترجمهشده از انگلیسیاین موضوع بخش زیادی از شکاف شمال–جنوب را توضیح میدهد. شهرهای جنوب برزیل در صنایع پیچیدهتری تخصص دارند که نیروی کار ماهر و کممهارت را در محیط کار با هم ترکیب میکنند. شهرهای شمالی کارگران ماهر را در بخش دولتی متمرکز میکنند و در نتیجه یکپارچگی بسیار کمتری ایجاد میشود.
ترجمهشده از انگلیسیدر واقع، اختلاط در محیط کار بهویژه قوی است. برای کارگرانی که در ابتدا فقیر بودند، مدلهای دارای اختلاط در محیط کار حدود ۷۷٪ از تغییرات در صرفههای دستمزدی اولیه شهری و ۸۳٪ از تغییرات در صرفههای میانمدت را توضیح میدهند.
ترجمهشده از انگلیسینکته این است که ساختار یک شهر و توانایی آن در درهمآمیختن مردم، صرف دستمزدی را بسیار بهتر از اندازه آن توضیح میدهد.
ترجمهشده از انگلیسیهمانطور که انتظار میرفت، شهرهای بزرگتر دستمزد بهتری میپردازند، بهویژه در جنوب. اما وقتی پیچیدگی اقتصادی (ECI) یا اختلاط اجتماعی را به مدل اضافه میکنیم، اثر اندازه بسیار ناچیز میشود یا حتی علامتش تغییر میکند.
ترجمهشده از انگلیسیمقاله جدید ما با رادو بارزا، اد گلیزر و مارتینا ویارنگو از بیش از ۹۰۰ میلیون رکورد کارفرما و کارمند برای بررسی این پرسش استفاده میکند. شهرهای بزرگتر حق بیمه دستمزد شهری میپردازند. اما اندازه شهر یک جعبه سیاه است که باید آن را روشن کنیم.
ترجمهشده از انگلیسیدر شهرهای شمال برزیل، بیش از ۵۰٪ کارگرانی که فقیر شروع میکنند*، ۷ سال بعد نیز فقیر هستند. اما در جنوب برزیل، تنها یکسوم آنها چنیناند. چرا؟ *<1.5x حداقل دستمزد
ترجمهشده از انگلیسیامروز صبح من و همسرم پخش زنده مسابقات رباتهای انساننما را تماشا کردیم. بیشتر پخش زنده کاملاً خستهکننده است و دوربینی در اطراف میدان میچرخد و دنبال صحنهای برای نمایش میگردد. اما با اینکه بسیاری از نمایشها چندان چشمگیر به نظر نمیرسند، آنچه جالب است سطح کار نیست، بلکه تغییر است. رباتهای ضعیف هم میتوانند نمایانگر مسیری خارقالعاده باشند. این مسیر از نظر مقیاس و مهارت چشمگیر به نظر میرسد. تماشای مراسم افتتاحیه و دیدن رباتها که هماهنگ با هم رژه میروند، پیامی نظامی و وهمآلود میفرستد. تصاویر شوماند. نمیخواهید با کشوری دربیفتید که میتواند موجهای بیپایانی از سربازان مکانیزه اعزام کند. در دهه ۲۰۱۰، نمایشها معمولاً شامل یک یا دو ربات بودند. مقیاس همین رژه بهتنهایی افزایشی معنادار در یک شاخص مشتقشده مهم است. اما بعضی نمایشها از نظر مهارت هم چشمگیرند. رباتهایی که تنیس یا پینگپنگ بازی کردند، در کسری از ثانیه واکنش نشان میدهند و همزمان تعادل و موقعیت خود را تنظیم میکنند و توپ را هدف میگیرند. این برای ما ساده به نظر میرسد، اما دو دهه پیش، اینکه یک ربات انساننما میتوانست از چند پله بالا برود یا پایین بیاید، نمایش خوبی محسوب میشد. پس شیب پیشرفت مهارت نیز وجود دارد. بنابراین، چگونه باید این را تفسیر کنیم؟ از یک سو، بهعنوان یک پژوهشگر، کاملاً برای این تلاش احترام قائلم. این رقابتی است مملو از شرکتهای نوپا، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و مدیران آزمایشگاههایی که تمام دل و جان خود را برای ساخت این رباتها گذاشتهاند. در نهایت، این رویداد مانند یک کنفرانس دانشگاهی است که همزمان بهعنوان نمایشی عمومی از میزان پیشرفت حوزه رباتیک عمل میکند. این رویداد گواهی بر صنعتی رو به رشد است. از سوی دیگر، من نیز پیامدها و زیرلایههای روشن نظامی آن را احساس میکنم. این رویداد عمدتاً محلی است. تنها چند تیم از چین نیستند، که برای فناوریای با پیامدهای ژئوپولیتیکی قوی، در زمانی که همکاری جهانی ضعیف است، نامتوازن به نظر میرسد. پرسش اصلی که باید بر آن تمرکز کرد این است که این انساننماها ۵ یا ۱۰ سال دیگر کجا خواهند بود. رباتیک از پیش از تولد من همواره در آستانه تحقق بوده است. اما این بار به نظر میرسد فناوری و بازار در اقتصادی عظیم و پررونق در حال همگرا شدن هستند. به یاد داشته باشید که وقتی صحبت از مقیاس است، چین یک کشور نیست، بلکه یک «سیاره» است. بازار داخلی چین بهتنهایی شاید برای گسترش یک بخش راهبردی کافی باشد. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، شاید چین به نخستین «سیاره» روی زمین تبدیل شود که انسانهای مصنوعی را به تولید انبوه میرساند.
ترجمهشده از انگلیسی